cone

[ایالات متحده]/kəʊn/
[بریتانیا]/koʊn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جسمی جامد یا توخالی که از پایه‌ای دایره‌ای یا تقریباً دایره‌ای به سمت یک نقطه باریک می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

ice cream cone

خامه بستنی قیفی

pine cone

کِندِه

traffic cone

نشانگر ترافیکی

sugar cone

قیفه‌ای شکر

safety cone

نشانگر ایمنی

waffle cone

قیفه‌ی وافل

cone-shaped

نخستینی

cone crusher

خردکن مخروطی

cone angle

زاویه‌ی مخروط

circular cone

مخروط دایره‌ای

double cone

مخروط دوتایی

cone type

نوع مخروط

truncated cone

مخروطی فرومی‌بريده

cone penetration test

آزمایش نفوذ مخروط

inner cone

مخروط داخلی

cone shell

خرطوم حلزون

cone valve

شیر مخروطی

nose cone

مخروط دماغه

cone winder

دستگاه پیچ‌زن مخروطی

جملات نمونه

She licked the ice cream cone.

او مخروط بستنی را لیسید.

The traffic cone marked the construction zone.

مخروط ترافیکی منطقه ساخت و ساز را مشخص کرد.

He stacked up the traffic cones neatly.

او مخروط‌های ترافیکی را به طور مرتب روی هم چید.

The pine cone fell from the tree.

مخروط کاج از درخت افتاد.

The dog sniffed the pine cone curiously.

سگ با کنجکاوی مخروط کاج را بو کرد.

The children picked up seashells and colorful cones on the beach.

کودکان صدف‌ها و مخروط‌های رنگارنگ را در ساحل جمع کردند.

She placed a traffic cone in front of the parking spot.

او یک مخروط ترافیکی را جلوی جای پارک قرار داد.

The pine cone cracked open and released its seeds.

مخروط کاج ترک برداشت و دانه‌های خود را آزاد کرد.

He enjoyed a cone of cotton candy at the fair.

او از یک مخروط پشم پنبه در نمایشگاه لذت برد.

The ice cream shop offered a variety of cone flavors.

فروشگاه بستنی انواع طعم‌های مخروط را ارائه می‌داد.

نمونه‌های واقعی

We even shared an ice cream cone.

ما حتی یک مخروط بستنی با هم به اشتراک گذاشتیم.

منبع: Modern Family - Season 07

The cone of trust. -The cone of trust. Exactamundo.

مخروط اعتماد. -مخروط اعتماد. دقیقاً!

منبع: Modern Family - Season 02

I want you to buy me an ice cream cone.

می‌خواهم یک مخروط بستنی برای من بخری.

منبع: The Best Mom

You want to marry a snow cone?

می‌خواهی با یک مخروط برفی ازدواج کنی؟

منبع: Young Sheldon Season 5

It's a cookie cupcake ice cream cone.

این یک مخروط بستنی کیک تولد و کوکی است.

منبع: Gourmet Base

Each eye has about 7 million cones.

هر چشم حدود 7 میلیون مخروط دارد.

منبع: One Hundred Thousand Whys

This is panchromatic. It's actually four color cones.

این پانکروماتیک است. در واقعیت چهار مخروط رنگی است.

منبع: TED Talks (Audio Version) April 2014 Collection

She ordered an ice cream cone.

او یک مخروط بستنی سفارش داد.

منبع: Yale University Open Course: European Civilization (Audio Version)

The day they put out the cones, we saw it.

در روزی که آنها مخروط ها را بیرون گذاشتند، ما آن را دیدیم.

منبع: VOA Standard English_Americas

These volcanoes do have their differences with Mercury's cinder cones.

این آتشفشان‌ها تفاوت‌هایی با مخروط‌های خاکستری مریخ دارند.

منبع: The History Channel documentary "Cosmos"

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید