pingers

[ایالات متحده]/ˈpɪŋə/
[بریتانیا]/ˈpɪŋɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرستنده پالس صوتی; تایمر زنگ; فرستنده سونار

عبارات و ترکیب‌ها

ping pinger

ping pinger

pinger test

تست pinger

pinger tool

ابزار pinger

pinger device

دستگاه pinger

pinger utility

ابزار کمکی pinger

network pinger

شبکه pinger

pinger application

برنامه pinger

pinger service

سرویس pinger

pinger command

دستور pinger

pinger response

پاسخ pinger

جملات نمونه

the pinger is used to locate underwater objects.

پیینگر برای یافتن اشیاء زیر آب استفاده می‌شود.

we need a pinger to track the submarine.

ما به یک پیینگر برای ردیابی زیردریزی نیاز داریم.

the pinger emitted a signal every few seconds.

پیینگر هر چند ثانیه یک بار سیگنالی ارسال می‌کرد.

they installed a pinger on the fishing net.

آنها یک پیینگر را روی تور ماهیگیری نصب کردند.

the pinger helps in finding lost equipment.

پیینگر به یافتن تجهیزات گمشده کمک می‌کند.

using a pinger can improve search efficiency.

استفاده از پیینگر می‌تواند کارایی جستجو را بهبود بخشد.

the pinger's battery life is quite impressive.

عمر باتری پیینگر بسیار چشمگیر است.

he activated the pinger to signal for help.

او پیینگر را برای درخواست کمک فعال کرد.

the research team relied on the pinger for data collection.

گروه تحقیقاتی برای جمع آوری داده ها به پیینگر تکیه کرد.

we tested the pinger in different water conditions.

ما پیینگر را در شرایط آب مختلف آزمایش کردیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید