ping

[ایالات متحده]/pɪŋ/
[بریتانیا]/pɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک صدای زنگ تیز و با فرکانس بالا
vt. ایجاد یک صدای زنگ تیز و با فرکانس بالا

عبارات و ترکیب‌ها

ping pong

پینگ پنگ

ping test

تست پینگ

ping an insurance

تست بیمه

جملات نمونه

to ping someone on social media

برای پینگ کردن کسی در رسانه های اجتماعی

the ping of the microwave signaled that the food was ready

صدای پینگ مایکروویو نشان داد که غذا آماده است

to ping an email

برای پینگ کردن یک ایمیل

the ping of the notification woke him up

صدای پینگ اعلان او را بیدار کرد

to ping a server to check its response time

برای پینگ کردن یک سرور برای بررسی زمان پاسخگویی آن

the constant ping of messages on her phone was distracting

پینگ مداوم پیام ها در تلفن همراه او حواس را پرت می کرد

to ping a location on a map

برای پینگ کردن یک مکان در نقشه

the ping of the metal hitting the floor echoed in the room

صدای پینگ فلزی که به زمین برخورد کرد در اتاق طنین انداز شد

to ping a colleague for a quick chat

برای پینگ کردن یک همکار برای یک گپ سریع

the submarine used sonar to ping for nearby objects

زیر دریزی از سونار برای پینگ کردن اشیاء نزدیک استفاده کرد

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید