ping pong
پینگ پنگ
ping test
تست پینگ
ping an insurance
تست بیمه
to ping someone on social media
برای پینگ کردن کسی در رسانه های اجتماعی
the ping of the microwave signaled that the food was ready
صدای پینگ مایکروویو نشان داد که غذا آماده است
to ping an email
برای پینگ کردن یک ایمیل
the ping of the notification woke him up
صدای پینگ اعلان او را بیدار کرد
to ping a server to check its response time
برای پینگ کردن یک سرور برای بررسی زمان پاسخگویی آن
the constant ping of messages on her phone was distracting
پینگ مداوم پیام ها در تلفن همراه او حواس را پرت می کرد
to ping a location on a map
برای پینگ کردن یک مکان در نقشه
the ping of the metal hitting the floor echoed in the room
صدای پینگ فلزی که به زمین برخورد کرد در اتاق طنین انداز شد
to ping a colleague for a quick chat
برای پینگ کردن یک همکار برای یک گپ سریع
the submarine used sonar to ping for nearby objects
زیر دریزی از سونار برای پینگ کردن اشیاء نزدیک استفاده کرد
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید