pinheads

[ایالات متحده]/ˈpɪnˌhɛdz/
[بریتانیا]/ˈpɪnˌhɛdz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سر صاف سنجاق‌ها (جمع سنجاق‌سر)؛ افرادی که به عنوان احمق یا بی‌هوش در نظر گرفته می‌شوند

عبارات و ترکیب‌ها

pinheads unite

سرها به هم نزدیک شوید

pinheads only

فقط سرها

pinheads beware

سرها مراقب باشید

pinheads rule

سرها حکومت می‌کنند

pinheads assemble

سرها گرد هم شوند

pinheads think

سرها فکر می‌کنند

pinheads talk

سرها صحبت می‌کنند

pinheads speak

سرها صحبت می‌کنند

pinheads laugh

سرها می‌خندند

pinheads fight

سرها می‌جنگند

جملات نمونه

don't be such pinheads when making decisions.

وقتی تصمیم می‌گیرید، آنقدرها هم احمق نباشید.

even pinheads can learn from their mistakes.

حتی افراد احمق هم می‌توانند از اشتباهات خود درس بگیرند.

it annoys me when pinheads argue about trivial matters.

وقتی افراد احمق در مورد مسائل جزئی بحث می‌کنند، آزارم می‌دهد.

sometimes, pinheads just don’t get the point.

گاهی اوقات، افراد احمق فقط متوجه نمی‌شوند.

why do pinheads always make things more complicated?

چرا افراد احمق همیشه مسائل را پیچیده‌تر می‌کنند؟

pinheads often overlook the obvious solutions.

افراد احمق اغلب راه‌حل‌های آشکار را نادیده می‌گیرند.

working with pinheads can be quite frustrating.

همکاری با افراد احمق می‌تواند بسیار خسته‌کننده باشد.

even pinheads can have good ideas sometimes.

حتی افراد احمق هم گاهی اوقات می‌توانند ایده‌های خوبی داشته باشند.

it's hard to believe that pinheads can be successful.

سخت است باور کنید که افراد احمق می‌توانند موفق باشند.

don't let the pinheads get to you.

نذارید افراد احمق شما را ناراحت کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید