pinkeyes

[ایالات متحده]/ˈpɪŋkaɪ/
[بریتانیا]/ˈpɪŋkaɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کنژکتیویت مسری؛ التهاب ملتحمه؛ چشم قرمز؛ کنژکتیویت حاد عفونی؛ آنفلوانزای اپیدمیک

عبارات و ترکیب‌ها

catch pinkeye

گرفتن چشمک

treat pinkeye

درمان چشمک

pinkeye symptoms

علائم چشمک

pinkeye causes

علت های چشمک

prevent pinkeye

جلوگیری از چشمک

pinkeye treatment

درمان چشمک

pinkeye infection

عفونت چشمک

pinkeye outbreak

شیوع چشمک

diagnose pinkeye

تشخیص چشمک

pinkeye remedies

راه حل های چشمک

جملات نمونه

my daughter caught pinkeye at school.

دخترم در مدرسه دچار آب مژه شد.

pinkeye is highly contagious, so wash your hands frequently.

آب مژه بسیار مسری است، بنابراین اغلب دست های خود را بشویید.

he was diagnosed with pinkeye after visiting the doctor.

او پس از مراجعه به پزشک به آب مژه مبتلا شد.

using eye drops can help relieve the symptoms of pinkeye.

استفاده از قطره های چشم می تواند به تسکین علائم آب مژه کمک کند.

she stayed home from work because of her pinkeye.

او به دلیل آب مژه در خانه ماند.

it's important to avoid touching your eyes if you have pinkeye.

اگر آب مژه دارید، مهم است که از لمس کردن چشمان خود خودداری کنید.

pinkeye can be caused by allergies or infections.

آب مژه می تواند ناشی از آلرژی یا عفونت باشد.

children are more susceptible to pinkeye than adults.

کودکان بیشتر از بزرگسالان در برابر آب مژه آسیب پذیر هستند.

he wore glasses to avoid worsening his pinkeye.

او عینک زد تا از بدتر شدن آب مژه خود جلوگیری کند.

after treating his pinkeye, he felt much better.

پس از درمان آب مژه، او احساس بهتری کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید