pinnae

[ایالات متحده]/ˈpɪneɪ/
[بریتانیا]/ˈpɪneɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بال‌ها یا باله‌ها (جمع pinna)؛ گوشواره‌ها (جمع pinna)

عبارات و ترکیب‌ها

pinnae structure

ساختار گوش میانی

pinnae shape

شکل گوش میانی

pinnae function

عملکرد گوش میانی

pinnae anatomy

آناتومی گوش میانی

pinnae size

اندازه گوش میانی

pinnae position

موقعیت گوش میانی

pinnae movement

حرکت گوش میانی

pinnae sensitivity

حساسیت گوش میانی

pinnae development

توسعه گوش میانی

pinnae morphology

مورفولوژی گوش میانی

جملات نمونه

the pinnae of the plant are vibrant and lush.

گوشواره‌های گیاه پر جنب و جوش و سرسبز هستند.

the scientist studied the pinnae to understand their function.

دانشمند گوشواره‌ها را برای درک عملکرد آنها مطالعه کرد.

in some species, the pinnae can be quite large.

در برخی گونه‌ها، گوشواره‌ها می‌توانند بسیار بزرگ باشند.

the pinnae are essential for photosynthesis.

گوشواره‌ها برای فتوسنتز ضروری هستند.

she carefully examined the pinnae under a microscope.

او با دقت گوشواره‌ها را زیر میکروسکوپ بررسی کرد.

the pinnae of the fern are delicate and intricate.

گوشواره‌های سرخس ظریف و پیچیده هستند.

some animals use their pinnae to regulate body temperature.

برخی از حیوانات از گوشواره‌های خود برای تنظیم دمای بدن استفاده می‌کنند.

the shape of the pinnae can vary greatly between species.

شکل گوشواره‌ها می‌تواند به طور قابل توجهی بین گونه‌ها متفاوت باشد.

he noticed the pinnae were turning yellow, indicating a problem.

او متوجه شد که گوشواره‌ها زرد می‌شوند که نشان دهنده یک مشکل است.

the artist painted the pinnae with great attention to detail.

هنرمند گوشواره‌ها را با دقت بسیار زیادی نقاشی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید