pintail

[ایالات متحده]/ˈpaɪn.teɪl/
[بریتانیا]/ˈpaɪn.teɪl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی از مرغابی با دمی بلند و نوک تیز؛ نوعی از کپل؛ طراحی دمی نوک تیز در تخته‌های موج‌سواری
Word Forms
جمعpintails

عبارات و ترکیب‌ها

pintail duck

اردک سرچشمه‌ای

pintail species

گونه‌های اردک سرچشمه‌ای

pintail habitat

زیستگاه اردک سرچشمه‌ای

pintail migration

مهاجرت اردک سرچشمه‌ای

pintail population

جمعیت اردک سرچشمه‌ای

pintail feathers

پر‌های اردک سرچشمه‌ای

pintail breeding

تکثیر اردک سرچشمه‌ای

pintail call

صدای اردک سرچشمه‌ای

pintail behavior

رفتار اردک سرچشمه‌ای

pintail observation

مشاهده اردک سرچشمه‌ای

جملات نمونه

the pintail is a beautiful duck species.

مرغ شاپرک یک گونه اردک زیبا است.

we spotted a pintail swimming in the lake.

ما یک مرغ شاپرک را در حال شنا در دریاچه دیدیم.

pintails migrate south for the winter.

مرغ‌های شاپرک برای زمستان به سمت جنوب مهاجرت می‌کنند.

the male pintail has a distinctive long tail.

نر مرغ شاپرک دارای یک دم بلند و مشخص است.

birdwatchers love to observe pintails in their habitat.

مشاهدان پرندگان دوست دارند مرغ‌های شاپرک را در زیستگاه خود مشاهده کنند.

pintails are known for their elegant appearance.

مرغ‌های شاپرک به دلیل ظاهر ظریف خود شناخته شده‌اند.

during spring, pintails can be seen in large flocks.

در طول بهار، می‌توان مرغ‌های شاپرک را در گروه‌های بزرگ دید.

the pintail's diet consists mainly of aquatic plants.

رژیم غذایی مرغ شاپرک عمدتاً از گیاهان آبزی تشکیل شده است.

conservation efforts are important for pintail populations.

تلاش‌های حفاظتی برای جمعیت مرغ‌های شاپرک مهم هستند.

pintails are often found in wetlands and marshes.

مرغ‌های شاپرک اغلب در مناطق مرطوب و باتحاله یافت می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید