pion

[ایالات متحده]/ˈpaɪɒn/
[بریتانیا]/ˈpaɪɑn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی ذره زیراتمی، مزون
Word Forms
جمعpions

عبارات و ترکیب‌ها

strong pion

پیون قوی

neutral pion

پیون خنثی

pion decay

پیوَن واپاشی

pion mass

جرم پیون

pion exchange

تبادل پیون

pion production

تولید پیون

pion scattering

پراکندگی پیون

pion interaction

برهم‌کنش پیون

pion physics

فیزیک پیون

pion field

میدان پیون

جملات نمونه

the pion is a type of subatomic particle.

پيون نوعي ذره زيراتمي است.

pions are involved in mediating the strong force.

پيون‌ها در واسطه‌گری نیروی قوی نقش دارند.

scientists study pions to understand particle physics.

دانشمندان يون‌ها را برای درک فیزیک ذرات مطالعه می‌کنند.

pions can be negatively or positively charged.

يون‌ها می‌توانند دارای بار منفی یا مثبت باشند.

the lifetime of a pion is very short.

عمر یک يون بسیار کوتاه است.

pions are created in high-energy collisions.

يون‌ها در برخورد‌های پرانرژی ایجاد می‌شوند.

in particle accelerators, pions are frequently observed.

در شتاب‌دهنده‌های ذرات، يون‌ها به طور مکرر مشاهده می‌شوند.

pions play a crucial role in nuclear reactions.

يون‌ها نقش مهمی در واکنش‌های هسته‌ای ایفا می‌کنند.

the decay of a pion can produce other particles.

تجزیه یک يون می‌تواند باعث تولید ذرات دیگر شود.

researchers are exploring the properties of pions.

محققان در حال بررسی خواص يون‌ها هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید