pions

[ایالات متحده]/ˈpaɪɒnz/
[بریتانیا]/ˈpaɪɑnz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی ذره زیراتمی، مزون، که نیروی هسته‌ای قوی را میانجی‌گری می‌کند؛ (Pion) یک نام خانوادگی؛ نامی از اصل فرانسوی، روسی یا رومانیایی

عبارات و ترکیب‌ها

neutral pions

پیون‌های خنثی

charged pions

پیون‌های باردار

pions decay

پایدار شدن پیون‌ها

pions production

تولید پیون‌ها

pions interactions

برهم‌کنش‌های پیون‌ها

pions scattering

پراکندگی پیون‌ها

pions mass

جرم پیون‌ها

pions experiments

آزمایش‌های پیون‌ها

pions theory

تئوری پیون‌ها

pions fields

میدان‌های پیون‌ها

جملات نمونه

scientists discovered new properties of pions.

دانشمندان خواص جدیدی از پيون‌ها کشف کردند.

pions play a crucial role in strong nuclear interactions.

پيون‌ها نقش مهمی در برهم‌کنش‌های هسته‌ای قوی ایفا می‌کنند.

researchers are studying the decay of pions.

محققان در حال مطالعه واپاشی پيون‌ها هستند.

pions can be produced in high-energy collisions.

پيون‌ها می‌توانند در برخورد با انرژی بالا تولید شوند.

understanding pions helps in particle physics.

درک پيون‌ها به فیزیک ذرات کمک می‌کند.

pions are involved in mediating the strong force.

پيون‌ها در واسطه‌گری نیروی قوی نقش دارند.

the mass of pions is relatively small.

جرم پيون‌ها نسبتاً کم است.

pions can be detected using particle accelerators.

می‌توان از شتاب‌دهنده‌های ذرات برای تشخیص پيون‌ها استفاده کرد.

scientists are exploring the behavior of pions in different environments.

دانشمندان در حال بررسی رفتار پيون‌ها در محیط‌های مختلف هستند.

pions are a type of meson in particle physics.

پيون‌ها نوعی مزون در فیزیک ذرات هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید