piped water
آب لوله کشی
piped gas
گاز لوله کشی
piped music
موسیقی از طریق لوله
piped pocket
جیب لوله
the Duke was piped on board.
دودک سوار کشتی شد.
piped music into the store.
موسیقی از طریق لوله به داخل مغازه کشیده شد.
They piped oil yesterday.
آنها دیروز نفت را از طریق لوله کشیدند.
The admiral was piped aboard.
دریادار سوار کشتی شد.
They piped water into a village.
آنها آب را از طریق لوله به یک روستا رساندند.
the hands were piped to breakfast.
دستها برای صبحانه از طریق لوله کشیده شدند.
Nearly all the shops have piped music.
تقریباً همه مغازهها موسیقی از طریق لوله دارند.
He piped “Happy Birthday” on the cake.
او "تولدت مبارک" را روی کیک از طریق لوله نوشت.
He piped so that we could dance.
او به گونه ای لوله کشی کرد که بتوانیم برقصیم.
The waste water is piped away to a special place.
فاضلاب از طریق لوله به یک مکان خاص منتقل می شود.
Suddenly the band piped up a military tune.
ناگهان گروه یک آهنگ نظامی را از طریق لوله نواخت.
She piped the skirt with blue silk.
او حاشیه دامن را با ابریشم آبی لوله کشی کرد.
a trifle confected from angelica and piped cream.
یک خوراکی کوچک که از لونگ و خامه تهیه شده است.
water from the lakes is piped to Manchester.
آب از دریاچه ها از طریق لوله به منچستر منتقل می شود.
A schoolboy at the back of the room piped up with a remark that made the audience laugh.
یک دانش آموز در انتهای کلاس با یک اظهار نظر که باعث خنده مخاطب شد، از طریق لوله صحبت کرد.
The lake water passes through a filter before it is piped to our homes.
آب دریاچه قبل از اینکه از طریق لوله به خانههای ما برسد، از یک فیلتر عبور میکند.
The shoulders of his uniform were piped with signs of his rank.
شانههای یونیفرم او با نشانههای رتبه اش لوله کشی شده بودند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید