pipetting

[ایالات متحده]/ˈpaɪpɛt/
[بریتانیا]/ˈpaɪpɛt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ابزاری آزمایشگاهی که برای اندازه‌گیری و انتقال مایعات استفاده می‌شود؛ اصطلاح دیگری برای پیپت

عبارات و ترکیب‌ها

use pipet

استفاده از پیپت

fill pipet

پر کردن پیپت

empty pipet

خالی کردن پیپت

clean pipet

تمیز کردن پیپت

calibrate pipet

کالیبره کردن پیپت

pipet tip

سر پیپت

adjust pipet

تنظیم پیپت

replace pipet

تعویض پیپت

store pipet

ذخیره کردن پیپت

test pipet

تست پیپت

جملات نمونه

use a pipet to transfer the liquid accurately.

برای انتقال دقیق مایع از یک پیپت استفاده کنید.

the scientist filled the pipet with the solution.

دانشمند پیپت را با محلول پر کرد.

make sure to hold the pipet vertically while measuring.

هنگام اندازه گیری، مطمئن شوید که پیپت را به صورت عمودی نگه داشته اید.

he used a pipet to add precise amounts of reagent.

او از یک پیپت برای افزودن مقادیر دقیق معرف استفاده کرد.

the pipet needs to be calibrated before use.

قبل از استفاده، پیپت باید کالیبره شود.

she demonstrated how to use a pipet in the lab.

او نحوه استفاده از پیپت در آزمایشگاه را نشان داد.

after filling the pipet, release the liquid slowly.

پس از پر کردن پیپت، مایع را به آرامی آزاد کنید.

a pipet is essential for accurate liquid measurements.

پیپت برای اندازه گیری دقیق مایعات ضروری است.

always clean the pipet after use to avoid contamination.

برای جلوگیری از آلودگی، همیشه پیپت را بعد از استفاده تمیز کنید.

different sizes of pipets are available for various tasks.

اندازه های مختلف پیپت برای انجام کارهای مختلف موجود است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید