piquets

[ایالات متحده]/ˈpɪkɛts/
[بریتانیا]/ˈpɪkɛts/

ترجمه

n. بازی کارتی که با یک دسته کارت انجام می‌شود؛ نگهبان یا محافظ؛ (Piquet) یک نام خانوادگی؛ (بریتانیایی، فرانسوی) Piquet

عبارات و ترکیب‌ها

garden piquets

نرده‌های باغ

wooden piquets

نرده‌های چوبی

metal piquets

نرده‌های فلزی

fence piquets

نرده‌های حصاری

support piquets

نرده‌های نگهدارنده

marker piquets

نرده‌های نشانگر

temporary piquets

نرده‌های موقت

boundary piquets

نرده‌های حریم‌دار

planting piquets

نرده‌های کاشت

survey piquets

نرده‌های نقشه‌برداری

جملات نمونه

we set up piquets to mark the boundaries of the property.

ما برای مشخص کردن حدود ملک، تقی‌ها را نصب کردیم.

the piquets were used to support the climbing plants in the garden.

از تقی‌ها برای حمایت از گیاهان رونده در باغ استفاده می‌شد.

during the camping trip, we used piquets to secure the tent.

در طول سفر کمپینگ، ما از تقی‌ها برای محکم کردن چادر استفاده کردیم.

he drove the piquets into the ground to create a fence.

او تقی‌ها را به داخل زمین راند تا نرده‌ای ایجاد کند.

the surveyor placed piquets to help with the land measurements.

نقشه بردار تقی‌ها را قرار داد تا به اندازه‌گیری زمین کمک کند.

we need to replace the broken piquets around the garden.

ما باید تقی‌های شکسته اطراف باغ را جایگزین کنیم.

they painted the piquets to make them more visible.

آنها تقی‌ها را رنگ کردند تا بیشتر قابل مشاهده شوند.

the children used piquets to create a makeshift goal for soccer.

کودکان از تقی‌ها برای ایجاد یک دروازه موقت برای فوتبال استفاده کردند.

we marked the hiking trail with colorful piquets.

ما مسیر پیاده‌روی را با تقی‌های رنگارنگ علامت‌گذاری کردیم.

he found some old piquets in the shed and decided to reuse them.

او تعدادی تقی قدیمی در انبار پیدا کرد و تصمیم گرفت دوباره از آنها استفاده کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید