pickets

[ایالات متحده]/ˈpɪkɪts/
[بریتانیا]/ˈpɪkɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع پیکت; تظاهرکنندگان اعتصاب; جمع پیکت; میخ‌های برف

عبارات و ترکیب‌ها

pickets line

نظم picket

pickets sign

علامت picket

pickets fence

نرده picket

pickets protest

اعتراض picket

pickets march

راهپیمایی picket

pickets rally

همایش picket

pickets group

گروه picket

pickets action

اقدام picket

pickets strike

اعتصاب picket

pickets message

پیام picket

جملات نمونه

the protesters set up pickets outside the government building.

تظاهرکنندگان برای اعتراض در خارج از ساختمان دولتی، بایکوت برپا کردند.

they marched behind the pickets to demand better working conditions.

آنها در حالی که برای درخواست شرایط کاری بهتر، پشت بایکوت‌ها راهپیمایی کردند.

the union organized pickets to support the striking workers.

اتحادیه برای حمایت از کارگران اعتصابی، بایکوت‌ها را سازماندهی کرد.

during the rally, many held pickets with slogans for change.

در طول تظاهرات، بسیاری با شعارهای تغییر، بایکوت‌هایی را در دست داشتند.

the pickets were a symbol of solidarity among the workers.

بایکوت‌ها نمادی از همبستگی بین کارگران بودند.

police monitored the area where the pickets were located.

پلیس منطقه‌ای که بایکوت‌ها در آن قرار داشتند را رصد می‌کرد.

she joined the pickets to voice her concerns about education reform.

او برای بیان نگرانی‌های خود در مورد اصلاحات آموزشی به بایکوت‌ها پیوست.

the community came together to support the pickets against injustice.

جامعه برای حمایت از بایکوت‌ها در برابر بی‌عدالتی گرد هم آمد.

they carried colorful pickets to attract attention to their cause.

آنها بایکوت‌های رنگارنگ حمل کردند تا توجه را به هدف خود جلب کنند.

after hours of pickets, they finally gained media coverage.

پس از ساعت‌ها بایکوت، آنها سرانجام پوشش رسانه را به دست آوردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید