pismires

[ایالات متحده]/ˈpɪzmaɪə/
[بریتانیا]/ˈpɪzˌmaɪr/

ترجمه

n. مورچه

عبارات و ترکیب‌ها

pismire ant

پیسمییره مورچه

pismire nest

لانه مورچه

pismire hill

تپه مورچه‌ای

pismire colony

کلنی مورچه‌ای

pismire worker

کارگر مورچه

pismire swarm

گله مورچه

pismire behavior

رفتار مورچه

pismire species

گونه مورچه

pismire bite

گاز مورچه

pismire trail

مسیر مورچه

جملات نمونه

the pismire scurried across the ground, searching for food.

مورچه به سرعت روی زمین حرکت کرد و به دنبال غذا می‌گشت.

in the garden, the pismire was busy carrying leaves.

در باغ، مورچه مشغول حمل برگ‌ها بود.

she watched the pismire build its tiny hill.

او تماشاگر ساختن تپه کوچک توسط مورچه بود.

the pismire is often overlooked, but it plays a vital role in the ecosystem.

مورچه اغلب نادیده گرفته می‌شود، اما نقش حیاتی را در اکوسیستم ایفا می‌کند.

he admired the pismire's determination to carry heavy loads.

او تحت تأثیر اراده مورچه برای حمل بار سنگین قرار گرفت.

during the hike, we spotted a pismire colony.

در طول پیاده‌روی، ما یک کلونی مورچه را شناسایی کردیم.

the children were fascinated by the pismire's teamwork.

کودکان از کار گروهی مورچه‌ها متحیر شدند.

many pismires work together to protect their queen.

بسیاری از مورچه‌ها با هم برای محافظت از ملکه خود همکاری می‌کنند.

she carefully observed the pismire as it navigated obstacles.

او با دقت مورچه را در حالی که از موانع عبور می‌کرد، زیر نظر داشت.

in literature, the pismire often symbolizes hard work.

در ادبیات، مورچه اغلب نمادی از سخت‌کوشی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید