pitcherfuls

[ایالات متحده]/ˈpɪtʃəfʊl/
[بریتانیا]/ˈpɪtʃərfəl/

ترجمه

n. مقدار که یک پیاله می‌تواند نگه‌دارد؛ مقدار معادل یک کوزه

عبارات و ترکیب‌ها

pitcherful of water

تشت آب

pitcherful of lemonade

تشت لیموناد

pitcherful of juice

تشت آبمیوه

pitcherful of tea

تشت چای

pitcherful of milk

تشت شیر

pitcherful of sangria

تشت سانگریا

pitcherful of cocktails

تشت کوکتل

pitcherful of soda

تشت نوشابه

pitcherful of punch

تشت پانچ

pitcherful of broth

تشت آبگوشت

جملات نمونه

she poured a pitcherful of lemonade for the guests.

او یک پارچ لیموناد برای مهمانان ریخت.

we need a pitcherful of water to fill the vase.

ما به یک پارچ آب برای پر کردن گلدان نیاز داریم.

he drank a pitcherful of iced tea on a hot day.

او در یک روز گرم یک پارچ چای یخی نوشید.

they served a pitcherful of fruit punch at the party.

آنها در مهمانی یک پارچ پانچ میوه سرو کردند.

after the hike, we enjoyed a pitcherful of cold beer.

بعد از پیاده‌روی، ما از یک پارچ آبجو سرد لذت بردیم.

she filled the pitcherful with freshly squeezed orange juice.

او پارچ را با آب پرتقال تازه پر کرد.

during the picnic, we brought a pitcherful of sangria.

در طول پیک‌نیک، ما یک پارچ سانگریا آوردیم.

he always orders a pitcherful of beer when we go out.

وقتی بیرون می‌رویم، او همیشه یک پارچ آبجو سفارش می‌دهد.

the restaurant offers a pitcherful of soup for sharing.

رستوران یک پارچ سوپ برای به اشتراک گذاشتن ارائه می‌دهد.

she made a pitcherful of herbal tea for relaxation.

او یک پارچ چای گیاهی برای آرامش درست کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید