pizzicatoes

[ایالات متحده]/ˌpɪzɪkəˈtəʊz/
[بریتانیا]/ˌpɪzɪkəˈtoʊz/

ترجمه

n. قطعه‌ای که با تکنیک پیزیکاتو نواخته می‌شود
adj. مربوط به نواختن با پیزیکاتو
adv. به شیوه‌ی پیزیکاتو

عبارات و ترکیب‌ها

pizzicatoes sound

صدای پیکاتو

play pizzicatoes

اجرای پیکاتو

pizzicatoes technique

تکنیک پیکاتو

pizzicatoes effect

اثر پیکاتو

pizzicatoes style

سبک پیکاتو

pizzicatoes notes

نت‌های پیکاتو

use pizzicatoes

استفاده از پیکاتو

pizzicatoes soundboard

داکی صدای پیکاتو

master pizzicatoes

تسلط بر پیکاتو

pizzicatoes performance

اجای پیکاتو

جملات نمونه

she played the melody with soft pizzicatoes.

او ملودی را با پیزیکاتوهای ملایم اجرا کرد.

the violinist used pizzicatoes to add texture to the piece.

ویولن زن برای افزودن بافت به قطعه از پیزیکاتو استفاده کرد.

pizzicatoes can create a unique sound in string instruments.

پیزیکاتوها می‌توانند صدایی منحصر به فرد در سازهای زهی ایجاد کنند.

he demonstrated pizzicatoes during the music lesson.

او پیزیکاتو را در طول کلاس موسیقی به نمایش گذاشت.

the composer wrote a section specifically for pizzicatoes.

آهنگساز بخشی را به طور خاص برای پیزیکاتو نوشت.

using pizzicatoes, she created an enchanting atmosphere.

با استفاده از پیزیکاتو، او فضایی دلربا ایجاد کرد.

pizzicatoes are often used in classical music performances.

پیزیکاتو اغلب در اجراهای موسیقی کلاسیک استفاده می شود.

he mastered the technique of pizzicatoes over the years.

او در طول سال‌ها تکنیک پیزیکاتو را تسلط یافت.

the pizzicatoes added a playful element to the piece.

پیزیکاتوها عنصری بازیگوش به قطعه اضافه کردند.

she prefers pizzicatoes to traditional bowing.

او ترجیح می دهد از پیزیکاتو به جای ضربه زدن سنتی استفاده کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید