placidnesses

[ایالات متحده]/ˈplæs.ɪd.nəs.ɪz/
[بریتانیا]/ˈplæs.ɪd.nəs.ɪz/

ترجمه

n. کیفیت آرام و صلح‌آمیز بودن

عبارات و ترکیب‌ها

inner placidnesses

آرامش‌های درونی

calm placidnesses

آرامش‌های خونسرد

serene placidnesses

آرامش‌های باشکوه

gentle placidnesses

آرامش‌های ملایم

quiet placidnesses

آرامش‌های ساکت

deep placidnesses

آرامش‌های عمیق

peaceful placidnesses

آرامش‌های صلح آمیز

tranquil placidnesses

آرامش‌های آرام

still placidnesses

آرامش‌های بی حرکت

natural placidnesses

آرامش‌های طبیعی

جملات نمونه

her placidnesses during the storm were truly admirable.

ظرافت و آرامش او در طول طوفان واقعاً قابل تحسین بود.

finding placidnesses in nature can be a great stress reliever.

پیدا کردن آرامش در طبیعت می تواند یک راه عالی برای کاهش استرس باشد.

his placidnesses helped him navigate through difficult situations.

آرامش او به او کمک کرد تا از پس شرایط دشوار برآید.

she sought placidnesses in meditation and yoga.

او به دنبال آرامش در مدیتیشن و یوگا بود.

the placidnesses of the lake reflected the clear sky.

آرامش دریاچه آسمان صاف را منعکس می کرد.

in moments of chaos, i find placidnesses in deep breathing.

در لحظات آشوب، من آرامش را در تنفس عمیق پیدا می کنم.

his placidnesses were a source of comfort for his friends.

آرامش او منبع آسایش برای دوستانش بود.

they admired the placidnesses of the countryside.

آنها از آرامش فضای روستایی تحسین کردند.

finding placidnesses in daily life can improve mental health.

پیدا کردن آرامش در زندگی روزمره می تواند سلامت روان را بهبود بخشد.

the placidnesses of her demeanor calmed everyone around her.

آرامش رفتارش باعث آرامش همه اطرافیانش شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید