plages

[ایالات متحده]/plɑːʒ/
[بریتانیا]/plæʒ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ساحل یا کرانه؛ الگوی لکه‌ها یا نقاط

عبارات و ترکیب‌ها

beach plage

ساحل پلاژ

plage area

منطقه پلاژ

plage access

دسترسی به پلاژ

plage resort

استراحتگاه پلاژ

plage activities

فعالیت‌های پلاژ

plage view

نمای پلاژ

plage chair

صندلی پلاژ

plage party

جشن پلاژ

plage sunset

غروب آفتاب پلاژ

plage walk

پیاده‌روی در پلاژ

جملات نمونه

we spent the day relaxing on the plage.

ما روز را در حال استراحت در ساحل گذراندیم.

the plage was crowded with tourists during the summer.

ساحل در طول تابستان مملو از گردشگران بود.

she loves to swim in the clear waters of the plage.

او عاشق شنا در آب‌های زلال ساحل است.

we had a picnic on the soft sand of the plage.

ما در ساحل پیک نیک داشتیم.

the sunset over the plage was breathtaking.

غروب خورشید بر فراز ساحل نفس‌گیر بود.

families often gather at the plage for fun activities.

خانواده‌ها اغلب برای فعالیت‌های تفریحی در ساحل گردهم می‌آیند.

he took his dog for a walk along the plage.

او سگش را برای قدم زدن در امتداد ساحل برد.

there are many beach bars near the plage.

بار ساحلی زیادی در نزدیکی ساحل وجود دارد.

the sound of the waves at the plage is soothing.

صدای امواج در ساحل آرامش‌بخش است.

she enjoys reading a book while lying on the plage.

او از خواندن کتاب در حالی که روی ساحل دراز کشیده لذت می‌برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید