plaid skirt
دامن طرحدار
plaid shirt
پیراهن طرحدار
a subdued plaid shirt.
یک پیراهن پlaid ملایم
fabric with a plaid pattern. See also Synonyms at calculate ,form
پارچهای با طرح راه راه. همچنین به مترادفها در calculate ,form مراجعه کنید
Jack's plaid skirt didn't mix well with his striped trousers.
دامن پlaid جک با شلوارهای راه راه او خوب ترکیب نشد.
She wore a plaid skirt to the picnic.
او یک دامن پlaid به پیک نیک پوشید.
He prefers plaid shirts over solid colors.
او ترجیح می دهد پیراهن های پlaid را نسبت به رنگ های یکدست.
The plaid pattern on the blanket is very cozy.
الگوی پlaid روی پتو بسیار دنج است.
They decorated the room with plaid curtains.
آنها اتاق را با پرده های پlaid تزئین کردند.
Plaid is a popular pattern for fall fashion.
پlaid یک الگوی محبوب برای مد پاییز است.
I bought a plaid scarf to match my winter coat.
من یک شال پlaid برای هماهنگی با پالتوی زمستانی ام خریدم.
The picnic tablecloth was a bright plaid design.
زیرانداز پیک نیک یک طرح پlaid روشن بود.
She wrapped herself in a plaid blanket by the fireplace.
او خودش را با یک پتو پlaid کنار شومینه پیچید.
Plaid is a classic print that never goes out of style.
پlaid یک طرح کلاسیک است که هرگز از مد نمی افتد.
He wore a plaid tie to the formal event.
او یک کراوات پlaid به رویداد رسمی پوشید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید