plaintiffs

[ایالات متحده]/ˈpleɪn.tɪfs/
[بریتانیا]/ˈpleɪn.tɪfs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اشخاصی که علیه دیگری در دادگاه شکایت می کنند

عبارات و ترکیب‌ها

plaintiffs' claims

ادعاهای خواهان

plaintiffs' rights

حقوق خواهان

plaintiffs' evidence

دلایل خواهان

plaintiffs' testimony

شهادت خواهان

plaintiffs' attorney

وکیل خواهان

plaintiffs' case

موارد خواهان

plaintiffs' damages

خسارات خواهان

plaintiffs' lawsuit

دادخواست خواهان

plaintiffs' interests

منافع خواهان

plaintiffs' burden

بار خواهان

جملات نمونه

the plaintiffs presented compelling evidence in court.

مدعیان شواهد قانع‌کننده‌ای را در دادگاه ارائه دادند.

the plaintiffs are seeking damages for their losses.

مدعیان به دنبال جبران خسارت برای تلفات خود هستند.

the judge ruled in favor of the plaintiffs.

قاضی به نفع مدعیان رای داد.

the plaintiffs filed a lawsuit against the corporation.

مدعیان شکایتی را علیه شرکت تنظیم کردند.

the plaintiffs argued that their rights were violated.

مدعیان استدلال کردند که حقوق آنها نقض شده است.

the plaintiffs' attorney prepared the legal documents.

وکیل مدعیان اسناد قانونی را تهیه کرد.

the plaintiffs attended the hearing to present their case.

مدعیان برای ارائه پرونده خود در جلسه حضور یافتند.

the plaintiffs expressed their concerns during the trial.

مدعیان نگرانی‌های خود را در طول محاکمه ابراز کردند.

the plaintiffs were awarded compensation for their injuries.

مدعیان به دلیل جراحات خود غرامت دریافت کردند.

the plaintiffs' claims were supported by witness testimonies.

ادعاهای مدعیان با شهادت شهود تایید شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید