planation

[ایالات متحده]/pləˈneɪʃən/
[بریتانیا]/pləˈneɪʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرآیند هموار کردن یا صاف کردن یک سطح؛ فرآیند زمین‌شناسی فرسایش که منجر به ایجاد یک سطح صاف می‌شود
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

explanation

توضیحات

self-explanation

خود-توضیح

detailed explanation

توضیحات دقیق

clear explanation

توضیح واضح

written explanation

توضیح کتبی

brief explanation

توضیح مختصر

visual explanation

توضیح بصری

oral explanation

توضیح شفاهی

technical explanation

توضیح فنی

جملات نمونه

the planation of the trees was completed last week.

کاشت درختان هفته گذشته به اتمام رسید.

they focused on the planation of native plants.

آنها بر روی کاشت گیاهان بومی تمرکز کردند.

planation can significantly improve the landscape.

کاشت می تواند به طور قابل توجهی چشم انداز را بهبود بخشد.

we visited a large planation during our trip.

ما در طول سفر خود از یک مزرعه بزرگ بازدید کردیم.

the planation process requires careful planning.

فرایند کاشت نیاز به برنامه ریزی دقیق دارد.

she is studying the effects of planation on local wildlife.

او در حال مطالعه اثرات کاشت بر حیات وحش محلی است.

planation of crops is essential for food security.

کاشت محصولات برای امنیت غذایی ضروری است.

the planation area was expanded this year.

مساحت مزرعه امسال گسترش یافت.

effective planation can lead to better yields.

کاشت موثر می تواند منجر به افزایش عملکرد شود.

they are experimenting with different types of planation techniques.

آنها در حال آزمایش تکنیک های مختلف کاشت هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید