plantae

[ایالات متحده]/ˈplænteɪ/
[بریتانیا]/ˈplænteɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سلطنت گیاهان؛ یک گروه اصلی طبقه‌بندی از موجودات زنده
Word Forms
جمعplantaes

عبارات و ترکیب‌ها

kingdom plantae

پادشاهی گیاهان

plantae classification

طبقه بندی گیاهان

plantae species

گونه‌های گیاهی

plantae kingdom

پادشاهی گیاهان

plantae diversity

تنوع گیاهی

plantae biology

زیست شناسی گیاهان

plantae evolution

تکامل گیاهان

plantae habitat

زیستگاه گیاهان

plantae characteristics

ویژگی‌های گیاهان

plantae research

تحقیقات گیاهی

جملات نمونه

plantae include a wide variety of organisms.

گیاهان شامل طیف گسترده‌ای از موجودات زنده هستند.

many species in plantae are essential for human life.

بسیاری از گونه‌های گیاهان برای زندگی انسان ضروری هستند.

plantae play a crucial role in the ecosystem.

گیاهان نقش حیاتی در اکوسیستم ایفا می‌کنند.

scientists study plantae to understand biodiversity.

دانشمندان گیاهان را برای درک تنوع زیستی مطالعه می‌کنند.

photosynthesis is a key process in plantae.

فتوسنتز یک فرآیند کلیدی در گیاهان است.

plantae can be found in almost every habitat.

گیاهان را می‌توان در تقریباً هر زیستگاه یافت.

some plantae can survive in extreme conditions.

برخی از گیاهان می‌توانند در شرایط سخت زنده بمانند.

plantae contribute significantly to carbon cycling.

گیاهان به طور قابل توجهی به چرخه کربن کمک می‌کنند.

many medicinal compounds are derived from plantae.

بسیاری از ترکیبات دارویی از گیاهان مشتق می‌شوند.

plantae are studied in various scientific fields.

گیاهان در زمینه‌های علمی مختلف مورد مطالعه قرار می‌گیرند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید