plasmacytoma

[ایالات متحده]//ˌplæzməsaɪˈtəʊmə//
[بریتانیا]//ˌplæzməsaɪˈtoʊmə//
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک جرم منفرد و جداگانه از سلول‌های پلاسمایی نئوپلاستیک در استخوان یا بافت نرم.
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

plasmacytomas

پلاسماسیتوماها

solitary plasmacytoma

پلاسماسیتومای منفرد

extramedullary plasmacytoma

پلاسماسیتومای خارج از مغز

multiple plasmacytomas

پلاسماسیتوماها چندگانه

bone plasmacytoma

پلاسماسیتومای استخوانی

plasmacytoma of bone

پلاسماسیتومای استخوان

spinal plasmacytoma

پلاسماسیتومای نخاعی

diagnosed with plasmacytoma

با پلاسماسیتوما تشخیص داده شده

plasmacytoma treatment

درمان پلاسماسیتوما

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید