plasticine

[ایالات متحده]/'plæstəsi:n/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. خمیر مدل‌سازی؛ جایگزینی برای خمیر، که برای مدل‌سازی استفاده می‌شود
Word Forms

جملات نمونه

a muddle of plasticine, string, and electric flex.

یک بهم ریختگی از خمیر پلاستیکی، نخ و سیم برق.

He softened up the plasticine with his fingers.

او پلاستی‌سین را با انگشتانش نرم کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید