platinizes

[ایالات متحده]/ˈplætɪnaɪzɪz/
[بریتانیا]/ˈplætəˌnaɪzɪz/

ترجمه

vt. با پلاتین پوشاندن

عبارات و ترکیب‌ها

platinizes surface

سطح را پلاتینه می‌کند

platinizes metal

فلز را پلاتینه می‌کند

platinizes layer

لایه را پلاتینه می‌کند

platinizes coating

پوشش را پلاتینه می‌کند

platinizes process

فرآیند را پلاتینه می‌کند

platinizes element

عنصر را پلاتینه می‌کند

platinizes treatment

درمان را پلاتینه می‌کند

platinizes solution

محلول را پلاتینه می‌کند

platinizes reaction

واکنش را پلاتینه می‌کند

platinizes compound

ترکیب را پلاتینه می‌کند

جملات نمونه

the technician platinizes the surface to enhance its durability.

تکنسین سطح را برای افزایش دوام آن پلاتینه می‌کند.

when the metal is platinized, it becomes more resistant to corrosion.

هنگامی که فلز پلاتینه می‌شود، در برابر خوردگی مقاومت بیشتری نشان می‌دهد.

the jewelry is platinized to give it a shiny finish.

برای ایجاد یک پوشش براق، جواهرات پلاتینه می‌شوند.

they decided to platinize the connectors for better conductivity.

آنها تصمیم گرفتند اتصالات را برای رسانایی بهتر پلاتینه کنند.

after the process, the metal is fully platinized and ready for use.

پس از اتمام فرآیند، فلز به طور کامل پلاتینه شده و آماده استفاده است.

manufacturers often platinize parts to meet industry standards.

تولیدکنندگان اغلب قطعات را برای مطابقت با استانداردهای صنعت پلاتینه می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید