plates of food
ظروف غذا
stacking plates
چیدن بشقابها
clean plates
بشقابهای تمیز
plates shattered
بشقابها خرد شدهاند
dinner plates
بشقابهای شام
plates spun
بشقابها چرخیدند
plates clattered
بشقابها با صدای بلند برخورد کردند
plates matched
بشقابها با هم تطابق داشتند
plates arranged
بشقابها مرتب شدهاند
plates piled
بشقابها انباشته شدهاند
we need to wash the plates after dinner.
ما باید بعد از شام بشقابها را بشوییم.
the restaurant offers a wide variety of plates.
رستوران انواع مختلفی از بشقابها را ارائه میدهد.
he stacked the plates neatly on the shelf.
او بشقابها را به طور مرتب روی قفسه چید.
she carefully arranged the plates on the table.
او با دقت بشقابها را روی میز چید.
the plates were chipped and needed replacing.
بشقابها لبتراشی شده بودند و نیاز به تعویض داشتند.
they served the food on elegant plates.
آنها غذا را روی بشقابهای زیبا سرو کردند.
the kitchen cabinet was full of plates.
کابینت آشپزخانه پر از بشقاب بود.
he dropped a plate and it shattered.
او یک بشقاب انداخت و خرد شد.
we bought new plates for the holiday dinner.
ما برای شام تعطیلات بشقابهای جدید خریدیم.
the plates matched the tablecloth perfectly.
بشقابها به طور کامل با رومیزی مطابقت داشتند.
she collected antique plates from around the world.
او بشقابهای عتیقه را از سراسر جهان جمعآوری کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید