playa

[ایالات متحده]/ˈpleɪə/
[بریتانیا]/ˈpleɪə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بستر دریاچه خشک شده، که اغلب در بیابان‌ها یافت می‌شود؛ منطقه تفریحی ساحلی یا نوار ساحلی

عبارات و ترکیب‌ها

beach playa

ساحل پلايا

playa life

زندگی پلايا

playa vibes

فضای پلايا

playa party

جشن پلايا

playa scene

صحنه پلايا

chill playa

پلايا آرام

playa mode

حالت پلايا

playa crew

گروه پلايا

playa culture

فرهنگ پلايا

playa style

سبک پلايا

جملات نمونه

the playa is a great spot for camping.

پلايا مکانی عالی برای کمپینگ است.

we enjoyed a picnic on the playa.

ما از پیک نیک در پلايا لذت بردیم.

many artists gather at the playa for the festival.

هنرمندان زیادی برای جشنواره در پلايا گرد هم می آیند.

the sunset over the playa is breathtaking.

غروب خورشید بر فراز پلايا نفس گیر است.

we took stunning photos at the playa.

ما عکس های خیره کننده ای در پلايا گرفتیم.

the playa attracts many tourists every year.

پلايا هر سال گردشگران زیادی را به خود جذب می کند.

camping near the playa is a unique experience.

کمپینگ در نزدیکی پلايا یک تجربه منحصر به فرد است.

the playa is known for its dry climate.

پلايا به دلیل آب و هوای خشک خود شناخته شده است.

we built a fire on the playa at night.

ما شب‌ها در پلايا آتش روشن کردیم.

the playa is a perfect place for stargazing.

پلايا مکانی عالی برای تماشای ستارگان است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید