playgoers

[ایالات متحده]/ˈpleɪˌɡəʊə/
[بریتانیا]/ˈpleɪˌɡoʊər/

ترجمه

n. شخصی که به طور منظم به تئاترها می‌رود

عبارات و ترکیب‌ها

avid playgoer

تماشاگر پرشور

seasoned playgoer

تماشاگر با تجربه

discerning playgoer

تماشاگر با سلیقه

casual playgoer

تماشاگر گاه به گاه

enthusiastic playgoer

تماشاگر پرانرژی

loyal playgoer

تماشاگر وفادار

regular playgoer

تماشاگر منظم

new playgoer

تماشاگر جدید

curious playgoer

تماشاگر کنجکاو

critical playgoer

تماشاگر منتقد

جملات نمونه

as a playgoer, i appreciate the art of theater.

به عنوان یک تماشاگر، من از هنر تئاتر قدردانی می کنم.

every playgoer deserves a great experience at the theater.

هر تماشاگر شایسته یک تجربه عالی در تئاتر است.

the playgoer applauded enthusiastically at the end of the performance.

تماشاگر با شور و شوق در پایان اجرا تشویق کرد.

many playgoers return to see their favorite shows multiple times.

بسیاری از تماشاگران برای دیدن نمایش های مورد علاقه خود بارها باز می گردند.

being a seasoned playgoer, i have seen many different genres.

من به عنوان یک تماشاگر با تجربه، ژانرهای مختلف زیادی را دیده ام.

the playgoer was excited to see the new production.

تماشاگر برای دیدن تولید جدید هیجان داشت.

as a regular playgoer, i have my favorite seats in the theater.

به عنوان یک تماشاگر منظم، صندلی های مورد علاقه ام را در تئاتر دارم.

every playgoer has their own taste in performances.

هر تماشاگر سلیقه خاص خود را در اجراها دارد.

the playgoer’s feedback is crucial for improving future shows.

بازخورد تماشاگر برای بهبود نمایش های آینده بسیار مهم است.

networking with other playgoers can enhance your theater experience.

ارتباط با سایر تماشاگران می تواند تجربه تئاتر شما را بهبود بخشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید