avid playgoer
تماشاگر پرشور
seasoned playgoer
تماشاگر با تجربه
discerning playgoer
تماشاگر با سلیقه
casual playgoer
تماشاگر گاه به گاه
enthusiastic playgoer
تماشاگر پرانرژی
loyal playgoer
تماشاگر وفادار
regular playgoer
تماشاگر منظم
new playgoer
تماشاگر جدید
curious playgoer
تماشاگر کنجکاو
critical playgoer
تماشاگر منتقد
as a playgoer, i appreciate the art of theater.
به عنوان یک تماشاگر، من از هنر تئاتر قدردانی می کنم.
every playgoer deserves a great experience at the theater.
هر تماشاگر شایسته یک تجربه عالی در تئاتر است.
the playgoer applauded enthusiastically at the end of the performance.
تماشاگر با شور و شوق در پایان اجرا تشویق کرد.
many playgoers return to see their favorite shows multiple times.
بسیاری از تماشاگران برای دیدن نمایش های مورد علاقه خود بارها باز می گردند.
being a seasoned playgoer, i have seen many different genres.
من به عنوان یک تماشاگر با تجربه، ژانرهای مختلف زیادی را دیده ام.
the playgoer was excited to see the new production.
تماشاگر برای دیدن تولید جدید هیجان داشت.
as a regular playgoer, i have my favorite seats in the theater.
به عنوان یک تماشاگر منظم، صندلی های مورد علاقه ام را در تئاتر دارم.
every playgoer has their own taste in performances.
هر تماشاگر سلیقه خاص خود را در اجراها دارد.
the playgoer’s feedback is crucial for improving future shows.
بازخورد تماشاگر برای بهبود نمایش های آینده بسیار مهم است.
networking with other playgoers can enhance your theater experience.
ارتباط با سایر تماشاگران می تواند تجربه تئاتر شما را بهبود بخشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید