pleural

[ایالات متحده]/ˈplʊərəɫ/
[بریتانیا]/ˈplʊrəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به پلوره

عبارات و ترکیب‌ها

pleural cavity

فضای پلورال

pleural effusion

ریه‎ کشی

pleural space

فضای پلور

pleural inflammation

التهاب پلور

pleural biopsy

بیوپسی پلور

pleural fluid

مایع پلورال

pleural lining

لایه پلورال

pleural pressure

فشار پلورال

pleural disease

بیماری پلور

pleural thickening

غلظ شدن پلور

جملات نمونه

the pleural cavity is filled with pleural fluid.

فضای پلورال با مایع پلور پر شده است.

pleural effusion can cause difficulty in breathing.

افزایش پلورال می تواند باعث مشکل در تنفس شود.

doctors often perform a pleural biopsy to diagnose conditions.

پزشکان اغلب برای تشخیص بیماری ها، بیوپسی پلورال انجام می دهند.

pleural thickening can indicate underlying health issues.

ضخیم شدن پلور می تواند نشان دهنده مشکلات سلامتی زمینه‌ای باشد.

patients may experience pleural pain during a respiratory infection.

بیماران ممکن است در طول عفونت تنفسی، درد پلور را تجربه کنند.

pleural plaques are often found in patients with asbestos exposure.

لکه‌های پلور اغلب در بیماران با قرار گرفتن در معرض آزبست یافت می‌شوند.

the pleural membranes help protect the lungs.

غشاهای پلور به محافظت از ریه‌ها کمک می کنند.

pleural drainage may be necessary in severe cases of effusion.

در موارد شدید ترشحات، تخلیه پلور ممکن است ضروری باشد.

inflammation of the pleural lining can lead to pleurisy.

التهاب غشای پلور می تواند منجر به پلوروز شود.

understanding pleural anatomy is essential for medical professionals.

درک آناتومی پلور برای متخصصان پزشکی ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید