plotline

[ایالات متحده]/ˈplɒtlaɪn/
[بریتانیا]/ˈplɑːtlaɪn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. خط داستان اصلی یک نمایش، رمان و غیره.

عبارات و ترکیب‌ها

simple plotline

طرح داستانی ساده

main plotline

طرح داستانی اصلی

complex plotline

طرح داستانی پیچیده

plotline twist

پیچش طرح داستانی

plotline development

توسعه طرح داستانی

plotline summary

خلاصه طرح داستانی

plotline structure

ساختار طرح داستانی

plotline analysis

تجزیه و تحلیل طرح داستانی

plotline conflict

درگیری طرح داستانی

plotline resolution

حل و فصل طرح داستانی

جملات نمونه

the plotline of the movie was very captivating.

طرح داستانی فیلم بسیار جذاب بود.

she found the plotline to be predictable and boring.

او احساس کرد طرح داستانی قابل پیش‌بینی و خسته‌کننده است.

the plotline twists kept the audience on the edge of their seats.

پیچش‌های طرح داستانی مخاطبان را در حالت تعلیق نگه داشت.

he struggled to follow the complex plotline.

او برای دنبال کردن طرح داستانی پیچیده مشکل داشت.

the author developed a rich plotline filled with interesting characters.

نویسنده یک طرح داستانی غنی با شخصیت‌های جالب توسعه داد.

many readers appreciate a plotline that challenges their thinking.

بسیاری از خوانندگان از طرحی که تفکر آن‌ها را به چالش می‌کشد قدردانی می‌کنند.

the plotline was inspired by real-life events.

طرح داستانی از وقایع واقعی الهام گرفته بود.

she loves to analyze the plotline of her favorite novels.

او عاشق تجزیه و تحلیل طرح داستانی رمان‌های مورد علاقه‌اش است.

the plotline unfolded beautifully throughout the series.

طرح داستانی در طول سریال به زیبایی آشکار شد.

critics praised the unique plotline of the new show.

منتقدان از طرح داستانی منحصر به فرد برنامه جدید تمجید کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید