plowman

[ایالات متحده]/ˈplaʊmən/
[بریتانیا]/ˈplaʊmən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n.کشاورزی که زمین را شخم می‌زند
Word Forms
جمعplowmen

عبارات و ترکیب‌ها

plowman at work

دهقان در حال کار

plowman in field

دهقان در مزرعه

plowman with horses

دهقان با اسب‌ها

plowman and soil

دهقان و خاک

plowman and crops

دهقان و محصولات

plowman in spring

دهقان در بهار

plowman with plow

دهقان با شخم

plowman by trade

دهقان به عنوان شغل

plowman in village

دهقان در روستا

plowman and harvest

دهقان و برداشت محصول

جملات نمونه

the plowman worked tirelessly in the fields.

دهقان بی‌وقفه و با تلاش فراوان در مزارع کار می‌کرد.

a plowman knows the land better than anyone.

هیچ کس به اندازه یک دهقان با زمین آشنا نیست.

the plowman guided his team of horses with care.

دهقان با دقت گروه اسب‌های خود را هدایت می‌کرد.

every plowman hopes for good weather during planting season.

هر دهقانی امیدوار است در فصل کاشت، هوا خوب باشد.

the plowman took pride in his work and the harvest.

دهقان به کار و برداشت محصول خود افتخار می‌کرد.

in the village, the plowman is a respected figure.

در روستا، دهقان شخصیتی مورد احترام است.

the plowman used a traditional wooden plow.

دهقان از یک شخم چوبی سنتی استفاده می‌کرد.

as a plowman, he understood the importance of soil health.

به عنوان یک دهقان، او اهمیت سلامت خاک را می‌فهمید.

the plowman shared stories of his ancestors' farming techniques.

دهقان داستان‌های تکنیک‌های کشاورزی نیاکان خود را به اشتراک می‌گذاشت.

many plowmen gather for the annual agricultural fair.

بسیاری از دهقانان برای نمایشگاه کشاورزی سالانه گرد هم می‌آیند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید