plugboard

[ایالات متحده]/ˈplʌɡbɔːd/
[بریتانیا]/ˈplʌɡbɔrd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تخته‌ای با چندین پریز برای اتصال دستگاه‌های الکتریکی؛ تخته اتصال مدار
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

plugboard configuration

تنظیمات برد پلاگ

plugboard connection

اتصال برد پلاگ

plugboard settings

تنظیمات برد پلاگ

plugboard setup

راه اندازی برد پلاگ

plugboard wiring

سیم کشی برد پلاگ

plugboard diagram

نمودار برد پلاگ

plugboard switch

کلید برد پلاگ

plugboard layout

چیدمان برد پلاگ

plugboard test

تست برد پلاگ

plugboard interface

رابط برد پلاگ

جملات نمونه

the plugboard connects various devices together.

برد اتصالات دستگاه‌های مختلف را به یکدیگر متصل می‌کند.

make sure the plugboard is turned off before unplugging.

قبل از جدا کردن، مطمئن شوید که برد اتصالات خاموش است.

the technician adjusted the settings on the plugboard.

تکنسین تنظیمات برد اتصالات را تنظیم کرد.

he used a plugboard to manage the electrical connections.

او از برد اتصالات برای مدیریت اتصالات الکتریکی استفاده کرد.

the old plugboard was replaced with a newer model.

برد اتصالات قدیمی با مدل جدیدتر جایگزین شد.

she organized the cables neatly on the plugboard.

او کابل‌ها را به طور مرتب روی برد اتصالات مرتب کرد.

always check the plugboard for any damage before use.

همیشه قبل از استفاده، برد اتصالات را از نظر هرگونه آسیب بررسی کنید.

the plugboard simplifies the connection process.

برد اتصالات فرآیند اتصال را ساده می‌کند.

he found a plugboard with multiple outlets for convenience.

او یک برد اتصالات با چندین پریز برای راحتی بیشتر پیدا کرد.

the plugboard is essential for managing power distribution.

برد اتصالات برای مدیریت توزیع برق ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید