plugholes

[ایالات متحده]/'plʌɡhol/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سوراخ تخلیه; سوراخ خروجی

جملات نمونه

The water went down the plughole with a loud gurgle.

آب با صدای بلند در چاهک تخلیه رفت.

plug the other end of the connection cable into the plughole in the front of the charger;

سر دیگر کابل اتصال را به ورودی در قسمت جلوی شارژر وصل کنید;

Then, after a few fruitless minutes searching for the plughole, you discover that to drain the water away, the entire devicetips rotates around until its disk is tipping gently forwards.

سپس، پس از چند دقیقه جستجوی بی‌نتیجه برای دریچه، متوجه می‌شوید که برای تخلیه آب، کل قسمت بالایی دستگاه به دور خود می‌چرخد تا دیسک به آرامی به سمت جلو متمایل شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید