plushies

[ایالات متحده]/ˈplʌʃiz/
[بریتانیا]/ˈplʌʃiz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. ساخته شده از یا شبیه به پشمی; جذاب; راحت; لوکس; افراطی

عبارات و ترکیب‌ها

cute plushies

عروسک‌های پشمالوی بامزه

soft plushies

عروسک‌های پشمالوی نرم

stuffed plushies

عروسک‌های پشمالوی پرشده

plushies collection

کلکسیون عروسک‌های پشمالو

plushies store

فروشگاه عروسک‌های پشمالو

plushies party

جشنواره عروسک‌های پشمالو

plushies display

نمایش عروسک‌های پشمالو

plushies gift

هدیه عروسک‌های پشمالو

plushies friends

دوست‌های عروسک‌های پشمالو

plushies lover

عاشق عروسک‌های پشمالو

جملات نمونه

she collects plushies from different countries.

او عروسک‌های پشمی را از کشورهای مختلف جمع‌آوری می‌کند.

these plushies are perfect gifts for children.

این عروسک‌های پشمی هدیه‌های مناسبی برای کودکان هستند.

he has a shelf full of cute plushies.

او یک قفسه پر از عروسک‌های پشمی بامزه دارد.

plushies can provide comfort during tough times.

عروسک‌های پشمی می‌توانند در زمان‌های سخت، آرامش را فراهم کنند.

they decided to donate plushies to the local hospital.

آنها تصمیم گرفتند عروسک‌های پشمی را به بیمارستان محلی اهدا کنند.

her favorite plushies are the ones with big eyes.

محبوب‌ترین عروسک‌های پشمی او عروسک‌هایی با چشم‌های بزرگ هستند.

plushies are often used as mascots for events.

اغلب از عروسک‌های پشمی به عنوان نماد برای رویدادها استفاده می‌شود.

he sleeps with his favorite plushies every night.

او هر شب با عروسک‌های پشمی مورد علاقه‌اش می‌خوابد.

they had a plushies-themed birthday party.

آنها یک مهمانی تولد با تم عروسک‌های پشمی برگزار کردند.

she enjoys sewing her own plushies at home.

او از دوختن عروسک‌های پشمی خودش در خانه لذت می‌برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید