cute plushies
عروسکهای پشمالوی بامزه
soft plushies
عروسکهای پشمالوی نرم
stuffed plushies
عروسکهای پشمالوی پرشده
plushies collection
کلکسیون عروسکهای پشمالو
plushies store
فروشگاه عروسکهای پشمالو
plushies party
جشنواره عروسکهای پشمالو
plushies display
نمایش عروسکهای پشمالو
plushies gift
هدیه عروسکهای پشمالو
plushies friends
دوستهای عروسکهای پشمالو
plushies lover
عاشق عروسکهای پشمالو
she collects plushies from different countries.
او عروسکهای پشمی را از کشورهای مختلف جمعآوری میکند.
these plushies are perfect gifts for children.
این عروسکهای پشمی هدیههای مناسبی برای کودکان هستند.
he has a shelf full of cute plushies.
او یک قفسه پر از عروسکهای پشمی بامزه دارد.
plushies can provide comfort during tough times.
عروسکهای پشمی میتوانند در زمانهای سخت، آرامش را فراهم کنند.
they decided to donate plushies to the local hospital.
آنها تصمیم گرفتند عروسکهای پشمی را به بیمارستان محلی اهدا کنند.
her favorite plushies are the ones with big eyes.
محبوبترین عروسکهای پشمی او عروسکهایی با چشمهای بزرگ هستند.
plushies are often used as mascots for events.
اغلب از عروسکهای پشمی به عنوان نماد برای رویدادها استفاده میشود.
he sleeps with his favorite plushies every night.
او هر شب با عروسکهای پشمی مورد علاقهاش میخوابد.
they had a plushies-themed birthday party.
آنها یک مهمانی تولد با تم عروسکهای پشمی برگزار کردند.
she enjoys sewing her own plushies at home.
او از دوختن عروسکهای پشمی خودش در خانه لذت میبرد.
cute plushies
عروسکهای پشمالوی بامزه
soft plushies
عروسکهای پشمالوی نرم
stuffed plushies
عروسکهای پشمالوی پرشده
plushies collection
کلکسیون عروسکهای پشمالو
plushies store
فروشگاه عروسکهای پشمالو
plushies party
جشنواره عروسکهای پشمالو
plushies display
نمایش عروسکهای پشمالو
plushies gift
هدیه عروسکهای پشمالو
plushies friends
دوستهای عروسکهای پشمالو
plushies lover
عاشق عروسکهای پشمالو
she collects plushies from different countries.
او عروسکهای پشمی را از کشورهای مختلف جمعآوری میکند.
these plushies are perfect gifts for children.
این عروسکهای پشمی هدیههای مناسبی برای کودکان هستند.
he has a shelf full of cute plushies.
او یک قفسه پر از عروسکهای پشمی بامزه دارد.
plushies can provide comfort during tough times.
عروسکهای پشمی میتوانند در زمانهای سخت، آرامش را فراهم کنند.
they decided to donate plushies to the local hospital.
آنها تصمیم گرفتند عروسکهای پشمی را به بیمارستان محلی اهدا کنند.
her favorite plushies are the ones with big eyes.
محبوبترین عروسکهای پشمی او عروسکهایی با چشمهای بزرگ هستند.
plushies are often used as mascots for events.
اغلب از عروسکهای پشمی به عنوان نماد برای رویدادها استفاده میشود.
he sleeps with his favorite plushies every night.
او هر شب با عروسکهای پشمی مورد علاقهاش میخوابد.
they had a plushies-themed birthday party.
آنها یک مهمانی تولد با تم عروسکهای پشمی برگزار کردند.
she enjoys sewing her own plushies at home.
او از دوختن عروسکهای پشمی خودش در خانه لذت میبرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید