soft plush material
مواد پلاس نرم
plush toy
اسباببازی پشمالو
luxurious plush carpet
فرش پلاس لوکس
plush pillow
بالش پلاس
plush robe
حوله پلاس
a plush Mayfair flat.
آپارتمان لوکس مِیفِیر پُش
I was surprised at the plush red carpeting and comfortable chairs.
من از فرش قرمز پلاس و صندلیهای راحت تعجب کردم.
The plush carpet felt luxurious under my bare feet.
بافت نرم فرش زیر پای من بسیار لوکس بود.
She snuggled into the plush armchair with a book in hand.
او با یک کتاب در دست، در صندلی نرم و راحت فرو رفت.
The plush toys on the shelf caught the child's attention.
اسباببازیهای پُش روی قفسه توجه کودک را جلب کرد.
The hotel room was decorated with plush furnishings and velvet curtains.
اتاق هتل با مبلمان نرم و پردههای مخمل تزئین شده بود.
The plush robe kept her warm and cozy on cold winter nights.
شنل نرم او را در شبهای سرد زمستانی گرم و راحت نگه میداشت.
He lounged on the plush sofa, watching TV with a bowl of popcorn.
او روی مبل نرم دراز کشیده بود و در حالی که تلویزیون تماشا میکرد، یک کاسه پاپکورن داشت.
The plush lining of the jacket provided extra insulation in the snowy weather.
آستر نرم ژاکت در هوای برفی، عایقبندی بیشتری فراهم میکرد.
The plush velvet curtains added a touch of elegance to the room.
پردههای مخمل نرم، ظاهری شیک و باوقار به اتاق بخشیدند.
She received a plush teddy bear as a gift for her birthday.
او یک خرس عروسکی پُش را به عنوان هدیه تولد دریافت کرد.
The luxurious hotel suite was furnished with plush bedding and soft pillows.
سوییت لوکس هتل با ملحفه های نرم و بالش های راحت مبلاغ گردید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید