plutocrats

[ایالات متحده]/ˈpluːtəkræts/
[بریتانیا]/ˈpluːtəkræts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افراد ثروتمند که به دلیل ثروت خود دارای قدرت و نفوذ قابل توجهی هستند

عبارات و ترکیب‌ها

wealthy plutocrats

ثروتمندان ثروتمند

political plutocrats

ثروتمندان سیاسی

elite plutocrats

ثروتمندان نخبه

corporate plutocrats

ثروتمندان شرکتی

plutocrats rule

حاکمیت ثروتمندان

plutocrats' influence

نفوذ ثروتمندان

plutocrats' power

قدرت ثروتمندان

plutocrats and politics

ثروتمندان و سیاست

plutocrats' interests

منافع ثروتمندان

plutocrats' wealth

ثروت ثروتمندان

جملات نمونه

plutocrats often influence government policies.

ثروتمندان اغلب بر سیاست‌های دولت تأثیر می‌گذارند.

the rise of plutocrats has increased economic inequality.

ظهور ثروتمندان باعث افزایش نابرابری اقتصادی شده است.

many believe that plutocrats control the media.

بسیاری معتقدند که ثروتمندان رسانه ها را کنترل می کنند.

plutocrats are often criticized for their lavish lifestyles.

ثروتمندان اغلب به دلیل سبک زندگی مجلل مورد انتقاد قرار می گیرند.

some plutocrats donate to charity to improve their image.

برخی از ثروتمندان برای بهبود ظاهر خود به خیریه اهدا می کنند.

plutocrats play a significant role in shaping public opinion.

ثروتمندان نقش مهمی در شکل دادن به افکار عمومی ایفا می کنند.

critics argue that plutocrats prioritize profit over people.

منتقدان استدلال می کنند که ثروتمندان سود را بر مردم ترجیح می دهند.

plutocrats often fund political campaigns to gain influence.

ثروتمندان اغلب برای به دست آوردن نفوذ، کمپین های سیاسی را تامین مالی می کنند.

the actions of plutocrats can have global repercussions.

اقدامات ثروتمندان می تواند عواقب جهانی داشته باشد.

many countries are grappling with the power of plutocrats.

بسیاری از کشورها در حال دست و پنجه نرم کردن با قدرت ثروتمندان هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید