pluviometer

[ایالات متحده]/plʊˈviːəʊmɪtə/
[بریتانیا]/pluˈviːəˌmɪtər/

ترجمه

n. دستگاهی برای اندازه‌گیری بارش باران
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

digital pluviometer

باران سنج دیجیتال

automatic pluviometer

باران سنج خودکار

pluviometer readings

خواندن‌های باران سنج

pluviometer data

اطلاعات باران سنج

manual pluviometer

باران سنج دستی

pluviometer calibration

کالیبراسیون باران سنج

pluviometer installation

نصب باران سنج

pluviometer maintenance

نگهداری باران سنج

pluviometer network

شبکه باران سنج

pluviometer accuracy

دقت باران سنج

جملات نمونه

the pluviometer measures the amount of rainfall accurately.

بارسنج به طور دقیق میزان بارش را اندازه گیری می کند.

farmers rely on the pluviometer to plan their irrigation.

کشاورزان برای برنامه ریزی آبیاری خود به بارسنج متکی هستند.

we installed a pluviometer in our garden to monitor rainfall.

ما یک بارسنج در باغ خود برای نظارت بر بارش نصب کردیم.

the data from the pluviometer helps predict floods.

اطلاعات به دست آمده از بارسنج به پیش بینی سیل کمک می کند.

understanding how to read a pluviometer is essential for meteorologists.

درک نحوه خواندن بارسنج برای هواشناسان ضروری است.

the pluviometer recorded a significant increase in rainfall this month.

بارسنج این ماه افزایش قابل توجهی در بارش ثبت کرد.

children learned about the pluviometer in their science class.

کودکان در کلاس علوم خود در مورد بارسنج یاد گرفتند.

she checked the pluviometer every morning for weather updates.

او هر روز صبح برای اطلاع از وضعیت آب و هوا بارسنج را بررسی می کرد.

installing a pluviometer can help with environmental research.

نصب بارسنج می تواند به تحقیقات زیست محیطی کمک کند.

the local government uses data from the pluviometer to manage water resources.

دولت محلی از داده های بارسنج برای مدیریت منابع آب استفاده می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید