pneumonic

[ایالات متحده]/njuːˈmɒnɪk/
[بریتانیا]/nuˈmɑnɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به ریه‌ها; مربوط به ذات الریه

عبارات و ترکیب‌ها

pneumonic plague

طاعون نئو مونیک

pneumonic infection

عفونت نئو مونیک

pneumonic symptoms

علائم نئو مونیک

pneumonic bacteria

باکتری نئو مونیک

pneumonic consolidation

تکامل نئو مونیک

pneumonic effusion

افیوژن نئو مونیک

pneumonic disease

بیماری نئو مونیک

pneumonic cough

سرفه نئو مونیک

pneumonic treatment

درمان نئو مونیک

pneumonic outbreak

شیوع نئو مونیک

جملات نمونه

the pneumonic symptoms include coughing and fever.

علائم پنومونی شامل سرفه و تب هستند.

pneumonic infections can be severe if left untreated.

عفونت‌های پنومونی می‌توانند در صورت عدم درمان شدید باشند.

doctors often test for pneumonic bacteria in patients.

پزشکان اغلب باکتری‌های پنومونی را در بیماران آزمایش می‌کنند.

vaccination can help prevent pneumonic diseases.

واکسیناسیون می‌تواند به پیشگیری از بیماری‌های پنومونی کمک کند.

the pneumonic plague was a major health crisis in history.

طاعون پنومونی بحران بهداشتی بزرگی در تاریخ بود.

patients with pneumonic conditions require immediate care.

بیماران مبتلا به شرایط پنومونی به مراقبت فوری نیاز دارند.

understanding pneumonic transmission is crucial for prevention.

درک انتقال پنومونی برای پیشگیری بسیار مهم است.

research is ongoing to find better treatments for pneumonic infections.

تحقیقات برای یافتن درمان‌های بهتر برای عفونت‌های پنومونی ادامه دارد.

he was diagnosed with a pneumonic disorder last week.

هفته گذشته به یک اختلال پنومونی مبتلا تشخیص داده شد.

the pneumonic vaccine has saved countless lives.

واکسن پنومونی جان‌های بی‌شماری را نجات داده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید