pogges are fun
سرگرم بودن با پوگیز جالب است
love pogges
دوست داشتن پوگیز
pogges for sale
پوگیز برای فروش
pogges are cute
پوگیزها بامزه هستند
pogges and friends
پوگیز و دوستان
collect pogges
جمع آوری پوگیز
pogges in action
پوگیز در حال عمل
pogges for kids
پوگیز برای کودکان
pogges are awesome
پوگیزها فوق العاده هستند
make pogges
ساختن پوگیز
she always pogges when she's nervous.
او معمولاً وقتی عصبی است، دستمال میکشد.
he pogges with his fingers while thinking.
او در حالی که فکر میکند، با انگشتانش دستمال میکشد.
when she is excited, she tends to pogges her hair.
وقتی هیجانزده است، معمولاً موهایش را دستمال میکشد.
don't pogges the documents, we need them organized.
مدارک را دستمال نزنید، ما به آنها برای سازماندهی نیاز داریم.
he nervously pogges his tie before the meeting.
او قبل از جلسه، با اضطراب دستمال گردنش را میکشد.
she pogges the strings of her guitar while waiting.
او در حالی که منتظر است، سیمهای گیتارش را دستمال میکشد.
during the interview, he started to pogges his notes.
در طول مصاحبه، شروع به دستمال کشیدن یادداشتهایش کرد.
he often pogges his beard when deep in thought.
او اغلب وقتی عمیقاً در فکر است، ریش خود را دستمال میکشد.
she pogges her phone instead of paying attention.
او به جای توجه کردن، تلفن خود را دستمال میکشد.
it's a habit of mine to pogges my jewelry when i'm bored.
من عادت دارم وقتی حوصلهام سر میرود، جواهراتم را دستمال بکشم.
pogges are fun
سرگرم بودن با پوگیز جالب است
love pogges
دوست داشتن پوگیز
pogges for sale
پوگیز برای فروش
pogges are cute
پوگیزها بامزه هستند
pogges and friends
پوگیز و دوستان
collect pogges
جمع آوری پوگیز
pogges in action
پوگیز در حال عمل
pogges for kids
پوگیز برای کودکان
pogges are awesome
پوگیزها فوق العاده هستند
make pogges
ساختن پوگیز
she always pogges when she's nervous.
او معمولاً وقتی عصبی است، دستمال میکشد.
he pogges with his fingers while thinking.
او در حالی که فکر میکند، با انگشتانش دستمال میکشد.
when she is excited, she tends to pogges her hair.
وقتی هیجانزده است، معمولاً موهایش را دستمال میکشد.
don't pogges the documents, we need them organized.
مدارک را دستمال نزنید، ما به آنها برای سازماندهی نیاز داریم.
he nervously pogges his tie before the meeting.
او قبل از جلسه، با اضطراب دستمال گردنش را میکشد.
she pogges the strings of her guitar while waiting.
او در حالی که منتظر است، سیمهای گیتارش را دستمال میکشد.
during the interview, he started to pogges his notes.
در طول مصاحبه، شروع به دستمال کشیدن یادداشتهایش کرد.
he often pogges his beard when deep in thought.
او اغلب وقتی عمیقاً در فکر است، ریش خود را دستمال میکشد.
she pogges her phone instead of paying attention.
او به جای توجه کردن، تلفن خود را دستمال میکشد.
it's a habit of mine to pogges my jewelry when i'm bored.
من عادت دارم وقتی حوصلهام سر میرود، جواهراتم را دستمال بکشم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید