poler

[ایالات متحده]/ˈpəʊlə/
[بریتانیا]/ˈpoʊlər/

ترجمه

n. اسبی که برای کشیدن قایق یا وسیله‌ای استفاده می‌شود
شکل‌های واژه
جمعpolers

عبارات و ترکیب‌ها

ice poler

قطب یخی

poler bear

خرس قطبی

poler jump

پرش قطبی

poler ski

اسکی قطبی

poler gear

تجهیزات قطبی

poler tent

چادر قطبی

poler expedition

اکسپدیشن قطبی

poler guide

راهنمای قطبی

poler route

مسیر قطبی

poler challenge

چالش قطبی

جملات نمونه

the poler skillfully navigated the boat through the narrow river.

پولر به طرز ماهرانه ای قایق را در میان رودخانه باریک هدایت کرد.

as a poler, he had to maintain balance while pushing the boat.

همانطور که یک پولر بود، او باید در حین هل دادن قایق تعادل خود را حفظ می کرد.

the poler used a long pole to steer the vessel away from the rocks.

پولر از یک چوب بلند برای هدایت کشتی دور از صخره ها استفاده کرد.

many tourists admire the skill of the poler during their river tours.

بسیاری از گردشگران از مهارت پولر در طول تورهای رودخانه خود تحسین می کنند.

being a poler requires strength and endurance.

پولر بودن نیاز به قدرت و استقامت دارد.

the poler shouted instructions to the passengers to keep them safe.

پولر برای حفظ امنیت، دستورالعمل ها را به مسافران فریاد زد.

she learned the art of being a poler from her grandfather.

او هنر پولر بودن را از پدربزرگش یاد گرفت.

the poler expertly maneuvered through the challenging currents.

پولر به طرز ماهرانه ای از میان جریان های دشوار عبور کرد.

each poler has their own unique style of guiding the boat.

هر پولر سبک منحصر به فرد خود را برای هدایت قایق دارد.

the local poler shared stories of the river's history with the guests.

پولر محلی داستان های مربوط به تاریخ رودخانه را با مهمانان در میان گذاشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید