pollenation

[ایالات متحده]/pɒlə'neɪʃən/
[بریتانیا]/pɑːlə'neɪʃən/

ترجمه

n. جابه‌جایی گردو در گل، از مهره‌ی نر به مهره‌ی ماده، که باعث تولید نطفه و تولید دانه می‌شود.
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

pollenation process

فرآیند خودرطوبت

pollenation occurs

خودرطوبت رخ می دهد

pollenation method

روش خودرطوبت

pollenation rate

نرخ خودرطوبت

pollenation success

موفقیت خودرطوبت

pollenation by bees

خودرطوبت توسط م峰

cross-pollenation

خودرطوبت متقاطع

insect pollenation

خودرطوبت حشرات

جملات نمونه

bees are responsible for the pollination of many crops.

م蜠‌ها مسئول خودآمیزی بسیاری از محصولات هستند.

proper pollination ensures a bountiful harvest.

خودآمیزی مناسب به دست آوردن برداشت فراوان منجر می‌شود.

cross pollination increases genetic diversity.

خودآمیزی متقاطع تنوع ژنتیکی را افزایش می‌دهد.

wind pollination is common in grasses.

خودآمیزی توسط باد در گیاهان گل‌گونه رایج است.

the decline in bee populations affects pollination rates.

کاهش جمعیت م蜠‌ها بر نرخ خودآمیزی تأثیر می‌گذارد.

gardeners often encourage natural pollination.

باغبان‌ها اغلب خودآمیزی طبیعی را تشویق می‌کنند.

self pollination occurs within the same flower.

خودآمیزی در یک گل اتفاق می‌افتد.

insects play a vital role in plant pollination.

حشرات نقش حیاتی در خودآمیزی گیاهان دارند.

hand pollination is necessary in some greenhouses.

خودآمیزی دستی در برخی گلخانه‌ها ضروری است.

the process of pollination creates seeds.

فرآیند خودآمیزی بذور ایجاد می‌کند.

successful pollination requires pollen transfer.

خودآمیزی موفقیت‌آمیز نیاز به انتقال میوه‌دان دارد.

butterflies contribute to flower pollination.

پروانه‌ها به خودآمیزی گل‌ها کمک می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید