brave poltrooneries
عمل شجاعانههای چاپلوسانه
expose poltrooneries
افشای چاپلوسگراییها
condemn poltrooneries
محکوم کردن چاپلوسگراییها
embrace poltrooneries
پذیرش چاپلوسگراییها
recognize poltrooneries
تشخیص چاپلوسگراییها
mock poltrooneries
تمسخر چاپلوسگراییها
defend poltrooneries
دفاع از چاپلوسگراییها
avoid poltrooneries
اجتناب از چاپلوسگراییها
discuss poltrooneries
بحث درباره چاپلوسگراییها
analyze poltrooneries
تجزیه و تحلیل چاپلوسگراییها
his poltrooneries cost us the game.
عمل جبونانه او باعث شکست ما شد.
she faced criticism for her poltrooneries during the crisis.
او در طول بحران با انتقاداتی به دلیل اعمال جبونانهاش روبرو شد.
we cannot afford any poltrooneries in this situation.
ما در این شرایط نمیتوانیم تحمل اعمال جبونانه را داشته باشیم.
his poltrooneries were evident when he backed out of the challenge.
عمل جبونانه او زمانی آشکار شد که از چالش عقبنشینی کرد.
the team's poltrooneries led to a lack of trust among members.
عمل جبونانه تیم باعث کمبود اعتماد بین اعضا شد.
she regretted her poltrooneries when she saw her friends succeed.
وقتی دوستانش را موفق دید، از اعمال جبونانهاش پشیمان شد.
his poltrooneries were a topic of gossip in the office.
عمل جبونانه او موضوع صحبتهای پشت سر هم در دفتر بود.
they were disappointed by the poltrooneries displayed at the meeting.
آنها از اعمال جبونانه ای که در جلسه نشان داده شد، ناامید شدند.
poltrooneries can undermine a leader's credibility.
عمل جبونانه میتواند اعتبار یک رهبر را تضعیف کند.
his poltrooneries were a stark contrast to his earlier bravado.
عمل جبونانه او در تضاد آشکار با جسارت قبلی او بود.
brave poltrooneries
عمل شجاعانههای چاپلوسانه
expose poltrooneries
افشای چاپلوسگراییها
condemn poltrooneries
محکوم کردن چاپلوسگراییها
embrace poltrooneries
پذیرش چاپلوسگراییها
recognize poltrooneries
تشخیص چاپلوسگراییها
mock poltrooneries
تمسخر چاپلوسگراییها
defend poltrooneries
دفاع از چاپلوسگراییها
avoid poltrooneries
اجتناب از چاپلوسگراییها
discuss poltrooneries
بحث درباره چاپلوسگراییها
analyze poltrooneries
تجزیه و تحلیل چاپلوسگراییها
his poltrooneries cost us the game.
عمل جبونانه او باعث شکست ما شد.
she faced criticism for her poltrooneries during the crisis.
او در طول بحران با انتقاداتی به دلیل اعمال جبونانهاش روبرو شد.
we cannot afford any poltrooneries in this situation.
ما در این شرایط نمیتوانیم تحمل اعمال جبونانه را داشته باشیم.
his poltrooneries were evident when he backed out of the challenge.
عمل جبونانه او زمانی آشکار شد که از چالش عقبنشینی کرد.
the team's poltrooneries led to a lack of trust among members.
عمل جبونانه تیم باعث کمبود اعتماد بین اعضا شد.
she regretted her poltrooneries when she saw her friends succeed.
وقتی دوستانش را موفق دید، از اعمال جبونانهاش پشیمان شد.
his poltrooneries were a topic of gossip in the office.
عمل جبونانه او موضوع صحبتهای پشت سر هم در دفتر بود.
they were disappointed by the poltrooneries displayed at the meeting.
آنها از اعمال جبونانه ای که در جلسه نشان داده شد، ناامید شدند.
poltrooneries can undermine a leader's credibility.
عمل جبونانه میتواند اعتبار یک رهبر را تضعیف کند.
his poltrooneries were a stark contrast to his earlier bravado.
عمل جبونانه او در تضاد آشکار با جسارت قبلی او بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید