polycythemia

[ایالات متحده]/ˌpɒlɪsaɪˈθiːmiə/
[بریتانیا]/ˌpɑːlisaɪˈθiːmiə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک وضعیت پزشکی که با افزایش تعداد گلبول‌های قرمز خون مشخص می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

polycythemia vera

سلولیتومی پلی‌سیتمیک

secondary polycythemia

پلی‌سیتمی ثانویه

polycythemia diagnosis

تشخیص پلی‌سیتمی

polycythemia treatment

درمان پلی‌سیتمی

polycythemia symptoms

علائم پلی‌سیتمی

polycythemia causes

علت‌های پلی‌سیتمی

polycythemia management

مدیریت پلی‌سیتمی

polycythemia risks

خطرات پلی‌سیتمی

polycythemia prevalence

شیوع پلی‌سیتمی

polycythemia research

تحقیقات پلی‌سیتمی

جملات نمونه

polycythemia can lead to increased blood viscosity.

پلی‌سیتمی می‌تواند منجر به افزایش ویسکوزیته خون شود.

patients with polycythemia may experience headaches.

بیماران مبتلا به پلی‌سیتمی ممکن است دچار سردرد شوند.

polycythemia is often diagnosed through blood tests.

پلی‌سیتمی اغلب از طریق آزمایشات خون تشخیص داده می‌شود.

managing polycythemia requires regular monitoring of blood counts.

مدیریت پلی‌سیتمی نیاز به نظارت منظم بر تعداد سلول‌های خونی دارد.

symptoms of polycythemia can include dizziness and fatigue.

علائم پلی‌سیتمی می‌تواند شامل سرگیجه و خستگی باشد.

treatment options for polycythemia may involve phlebotomy.

گزینه‌های درمانی برای پلی‌سیتمی ممکن است شامل فووله‌تومی باشد.

polycythemia vera is a specific type of polycythemia.

پلی‌سیتمی ورا یک نوع خاص از پلی‌سیتمی است.

patients with polycythemia should stay hydrated.

بیماران مبتلا به پلی‌سیتمی باید هیدراته بمانند.

genetic factors may contribute to the development of polycythemia.

عوامل ژنتیکی ممکن است به ایجاد پلی‌سیتمی کمک کنند.

consulting a doctor is essential for managing polycythemia effectively.

مشورت با پزشک برای مدیریت موثر پلی‌سیتمی ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید