polygraph

[ایالات متحده]/ˈpɒlɪɡræf/
[بریتانیا]/ˈpɑːlɪɡræf/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دستگاهی برای ثبت چندین پاسخ فیزیولوژیکی، به ویژه برای تشخیص دروغ؛ ماشینی که تغییرات در نبض، نرخ تنفس و غیره را ثبت می‌کند؛ نویسنده‌ای که آثار زیادی تولید می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

polygraph test

تست دروغ‌سنج

polygraph results

نتایج دروغ‌سنج

polygraph examiner

بازرس دروغ‌سنج

polygraph machine

دستگاه دروغ‌سنج

polygraph examination

بررسی دروغ‌سنج

polygraph accuracy

دقت دروغ‌سنج

polygraph evidence

گواهی دروغ‌سنج

polygraph operator

اپراتور دروغ‌سنج

polygraph interview

مصاحبه دروغ‌سنج

polygraph technology

فناوری دروغ‌سنج

جملات نمونه

he took a polygraph test to prove his innocence.

او برای اثبات بی‌گناهی خود یک تست پولیگراف داد.

the results of the polygraph were inconclusive.

نتایج پولیگراف غیرقطعی بود.

many employers use a polygraph during the hiring process.

بسیاری از کارفرمایان در طول فرآیند استخدام از پولیگراف استفاده می‌کنند.

she was nervous about taking the polygraph exam.

او در مورد شرکت در امتحان پولیگراف مضطرب بود.

the polygraph measures physiological responses to questions.

پولیگراف پاسخ‌های فیزیولوژیکی به سؤالات را اندازه‌گیری می‌کند.

he felt confident that the polygraph would clear his name.

او احساس اعتماد کرد که پولیگراف نام او را تبرئه می‌کند.

polygraph testing is controversial in many legal cases.

تست پولیگراف در بسیاری از موارد قانونی بحث‌برانگیز است.

she agreed to a polygraph to verify her statement.

او برای تأیید اظهارات خود با یک پولیگراف موافقت کرد.

some people believe polygraphs are not reliable.

برخی افراد معتقدند که پولیگرافها قابل اعتماد نیستند.

the detective recommended a polygraph for the suspect.

مامور پلیس برای مظنون یک پولیگراف توصیه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید