polymelia

[ایالات متحده]/ˌpɒlɪˈmiːlɪə/
[بریتانیا]/ˌpɑːlɪˈmiːliə/

ترجمه

n. وضعیت مادرزادی داشتن بیش از تعداد طبیعی اندام‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

polymelia condition

شرایط پل میلیا

polymelia diagnosis

تشخیص پل میلیا

polymelia treatment

درمان پل میلیا

polymelia symptoms

علائم پل میلیا

polymelia causes

علت های پل میلیا

polymelia cases

موارد پل میلیا

polymelia research

تحقیقات پل میلیا

polymelia syndrome

سندرم پل میلیا

polymelia prevalence

شیوع پل میلیا

polymelia effects

اثرات پل میلیا

جملات نمونه

polymelia is a rare congenital condition.

پلی‌ملیا یک اختلال مادرزادی نادر است.

doctors are studying cases of polymelia.

پزشکان موارد پلی‌ملیا را مطالعه می‌کنند.

children with polymelia may face mobility challenges.

کودکانی که مبتلا به پلی‌ملیا هستند ممکن است با چالش‌های تحرک مواجه شوند.

polymelia can result in additional limbs.

پلی‌ملیا می‌تواند منجر به اندام‌های اضافی شود.

each case of polymelia is unique.

هر مورد از پلی‌ملیا منحصر به فرد است.

research on polymelia is ongoing.

تحقیقات در مورد پلی‌ملیا ادامه دارد.

polymelia may require surgical intervention.

پلی‌ملیا ممکن است نیاز به مداخله جراحی داشته باشد.

parents often seek support for children with polymelia.

والدین اغلب به دنبال حمایت برای کودکانی که مبتلا به پلی‌ملیا هستند هستند.

awareness of polymelia is increasing in medical communities.

آگاهی از پلی‌ملیا در جوامع پزشکی در حال افزایش است.

polymelia can affect the quality of life.

پلی‌ملیا می‌تواند بر کیفیت زندگی تأثیر بگذارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید