polyps

[ایالات متحده]/ˈpɒlɪps/
[بریتانیا]/ˈpɑːlɪps/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع شکل پلیپ، نوعی رشد یا تومور کوچک؛ بی‌مهرگان دریایی کوچک متعلق به کلاس هیدروزا

عبارات و ترکیب‌ها

remove polyps

برداشتن پولیپ‌ها

nasal polyps

پولیپ‌های بینی

colon polyps

پولیپ‌های روده بزرگ

polyps treatment

درمان پولیپ‌ها

polyps symptoms

علائم پولیپ‌ها

benign polyps

پولیپ‌های خوش‌خلق

polyps removal

جراحی برداشتن پولیپ‌ها

polyps biopsy

بیوپسی پولیپ‌ها

polyps diagnosis

تشخیص پولیپ‌ها

polyps recurrence

عود پولیپ‌ها

جملات نمونه

doctors often remove polyps during colonoscopy.

پزشکان اغلب در طول کولونوسکوپی پولیپ ها را خارج می کنند.

polyps can develop in various parts of the body.

پولیپ ها می توانند در قسمت های مختلف بدن ایجاد شوند.

regular screenings can help detect polyps early.

غربالگری منظم می تواند به تشخیص زودهنگام پولیپ ها کمک کند.

some polyps may become cancerous over time.

برخی از پولیپ ها ممکن است در طول زمان به سرطان تبدیل شوند.

polyps are often asymptomatic in the early stages.

پولیپ ها اغلب در مراحل اولیه بدون علامت هستند.

removing polyps can reduce the risk of cancer.

خارج کردن پولیپ ها می تواند خطر ابتلا به سرطان را کاهش دهد.

patients should discuss polyp management with their doctor.

بیماران باید مدیریت پولیپ را با پزشک خود در میان بگذارند.

some lifestyle changes can help prevent polyp formation.

برخی از تغییرات سبک زندگی می تواند به جلوگیری از تشکیل پولیپ کمک کند.

polyps are commonly found in the gastrointestinal tract.

پولیپ ها معمولاً در دستگاه گوارش یافت می شوند.

follow-up appointments are important after polyp removal.

نوبت های پیگیری پس از برداشتن پولیپ مهم هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید