pomelo

[ایالات متحده]/ˈpɒm.ə.ləʊ/
[بریتانیا]/ˈpoʊ.mə.loʊ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. میوه ای بزرگ از خانواده مرکبات با پوست ضخیم و طعم شیرین و ملایم

عبارات و ترکیب‌ها

fresh pomelo

نارنجی پوما

pomelo salad

سالاد پوما

sweet pomelo

نارنجی پوما شیرین

pomelo juice

آب نارنجی پوما

pomelo tree

درخت نارنجی پوما

ripe pomelo

نارنجی پوما رسیده

pomelo peel

پوست نارنجی پوما

pomelo flavor

طعم نارنجی پوما

pomelo segment

قطعه نارنجی پوما

pomelo dessert

دسر نارنجی پوما

جملات نمونه

i enjoy eating pomelo in the summer.

من از خوردن پوْمِلوی تابستانی لذت می برم.

pomelo is rich in vitamin c.

پوملو سرشار از ویتامین سی است.

she made a refreshing pomelo salad.

او یک سالاد پوملو بسیار خنک درست کرد.

pomelo can help boost your immune system.

پوملو می تواند به تقویت سیستم ایمنی بدن شما کمک کند.

he bought a pomelo from the market.

او یک پوملو از بازار خرید.

we should share this pomelo at the picnic.

ما باید این پوملو را در پیک نیک با هم به اشتراک بگذاریم.

pomelo peel can be used in cooking.

پوست پوملو را می توان در آشپزی استفاده کرد.

she loves the sweet and tangy flavor of pomelo.

او عاشق طعم شیرین و ترش پوملو است.

pomelo is often used in traditional chinese dishes.

پوملو اغلب در غذاهای سنتی چینی استفاده می شود.

he learned how to properly cut a pomelo.

او یاد گرفت که چگونه پوملو را به درستی برش دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید