pompeian

[ایالات متحده]/pɒmˈpeɪ.ən/
[بریتانیا]/pɑːmˈpeɪ.ən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به شهر باستانی پمپئی در ایتالیا

عبارات و ترکیب‌ها

pompeian art

هنر پومپی

pompeian style

سبک پومپی

pompeian villa

ویلای پومپی

pompeian fresco

نقاشی دیواری پومپی

pompeian ruins

آثار باستانی پومپی

pompeian mosaic

موزاییک پومپی

pompeian architecture

معماری پومپی

pompeian culture

فرهنگ پومپی

pompeian gardens

باغ‌های پومپی

pompeian pottery

گرافیک پومپی

جملات نمونه

the pompeian architecture is fascinating.

معماری پومپی بسیار جذاب است.

we visited the pompeian ruins during our trip.

ما در طول سفر خود از ویرانه‌های پومپی دیدن کردیم.

the pompeian frescoes are well-preserved.

نقاشی‌های دیواری پومپی به خوبی حفظ شده‌اند.

she loves pompeian art and history.

او عاشق هنر و تاریخ پومپی است.

pompeian culture had a significant influence on rome.

فرهنگ پومپی تأثیر قابل توجهی بر رم داشت.

many pompeian artifacts are displayed in museums.

آثار باستانی بسیاری از پومپی در موزه‌ها به نمایش گذاشته شده‌اند.

the pompeian lifestyle was quite advanced for its time.

سبک زندگی پومپی برای زمان خود بسیار پیشرفته بود.

pompeian gardens were designed for relaxation.

باغ‌های پومپی برای استراحت طراحی شده بودند.

she studied the pompeian economy in her thesis.

او اقتصاد پومپی را در پایان‌نامه خود مطالعه کرد.

pompeian mosaics often depict daily life.

موزاییک‌های پومپی اغلب زندگی روزمره را به تصویر می‌کشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید