ponces

[US]/pɒns/
[UK]/pɑns/
Frequency: Very High

Translation

n. فاحشه مرد; جلق‌باز (انگلیسی بریتانیایی غیررسمی); مرد زن‌صفت; مرد همجنس‌گرا (انگلیسی بریتانیایی غیررسمی)
v. به عنوان فاحشه مرد عمل کردن; جلق‌بازی کردن (انگلیسی بریتانیایی غیررسمی); مانند یک مرد زن‌صفت رفتار کردن; به عنوان یک مرد همجنس‌گرا شناسایی کردن (انگلیسی بریتانیایی غیررسمی)

Phrases & Collocations

rich ponces

پونس‌های ثروتمند

lazy ponces

پونس‌های تنبل

fancy ponces

پونس‌های شیک

posh ponces

پونس‌های مجلل

silly ponces

پونس‌های احمق

flashy ponces

پونس‌های پر زرق و برق

spoiled ponces

پونس‌های لوس

wealthy ponces

پونس‌های مرفه

young ponces

پونس‌های جوان

old ponces

پونس‌های پیر

Example Sentences

some ponces think they can get away with anything.

برخی از افراد خودنما تصور می‌کنند می‌توانند از هر کاری جان سالم به در ببرند.

he acted like a ponce at the party.

او در مهمانی مثل یک خودنمایی رفتار کرد.

ponces often wear flashy clothes to impress others.

خودنمایی‌ها اغلب لباس‌های جلف می‌پوشند تا دیگران را تحت تاثیر قرار دهند.

don't be a ponce; just be yourself.

خودنمایی نباشید؛ فقط خودتان باشید.

she called him a ponce for showing off his wealth.

او او را به خاطر به رخ کشیدن ثروت خود، خودنمایی خطاب کرد.

ponces often hang out in trendy clubs.

خودنمایی‌ها اغلب در کلاب‌های مد روز وقت می‌گذرانند.

he doesn't care what others think; he's a real ponce.

او اهمیتی نمی‌دهد دیگران چه فکر می‌کنند؛ او یک خودنمایی واقعی است.

ponces are known for their extravagant lifestyle.

خودنمایی‌ها به خاطر سبک زندگی پر زرق و برقشان شناخته می‌شوند.

she laughed at the ponce trying to impress her.

او به خنده‌دار بودن خودنمایی که سعی داشت او را تحت تاثیر قرار دهد، خندید.

being a ponce won't get you real friends.

خودنمایی بودن باعث نمی‌شود دوستان واقعی به دست آورید.

Popular Words

Explore frequently searched vocabulary

Download App to Unlock Full Content

Want to learn vocabulary more efficiently? Download the DictoGo app and enjoy more vocabulary memorization and review features!

Download DictoGo Now