rich ponces
پونسهای ثروتمند
lazy ponces
پونسهای تنبل
fancy ponces
پونسهای شیک
posh ponces
پونسهای مجلل
silly ponces
پونسهای احمق
flashy ponces
پونسهای پر زرق و برق
spoiled ponces
پونسهای لوس
wealthy ponces
پونسهای مرفه
young ponces
پونسهای جوان
old ponces
پونسهای پیر
some ponces think they can get away with anything.
برخی از افراد خودنما تصور میکنند میتوانند از هر کاری جان سالم به در ببرند.
he acted like a ponce at the party.
او در مهمانی مثل یک خودنمایی رفتار کرد.
ponces often wear flashy clothes to impress others.
خودنماییها اغلب لباسهای جلف میپوشند تا دیگران را تحت تاثیر قرار دهند.
don't be a ponce; just be yourself.
خودنمایی نباشید؛ فقط خودتان باشید.
she called him a ponce for showing off his wealth.
او او را به خاطر به رخ کشیدن ثروت خود، خودنمایی خطاب کرد.
ponces often hang out in trendy clubs.
خودنماییها اغلب در کلابهای مد روز وقت میگذرانند.
he doesn't care what others think; he's a real ponce.
او اهمیتی نمیدهد دیگران چه فکر میکنند؛ او یک خودنمایی واقعی است.
ponces are known for their extravagant lifestyle.
خودنماییها به خاطر سبک زندگی پر زرق و برقشان شناخته میشوند.
she laughed at the ponce trying to impress her.
او به خندهدار بودن خودنمایی که سعی داشت او را تحت تاثیر قرار دهد، خندید.
being a ponce won't get you real friends.
خودنمایی بودن باعث نمیشود دوستان واقعی به دست آورید.
rich ponces
پونسهای ثروتمند
lazy ponces
پونسهای تنبل
fancy ponces
پونسهای شیک
posh ponces
پونسهای مجلل
silly ponces
پونسهای احمق
flashy ponces
پونسهای پر زرق و برق
spoiled ponces
پونسهای لوس
wealthy ponces
پونسهای مرفه
young ponces
پونسهای جوان
old ponces
پونسهای پیر
some ponces think they can get away with anything.
برخی از افراد خودنما تصور میکنند میتوانند از هر کاری جان سالم به در ببرند.
he acted like a ponce at the party.
او در مهمانی مثل یک خودنمایی رفتار کرد.
ponces often wear flashy clothes to impress others.
خودنماییها اغلب لباسهای جلف میپوشند تا دیگران را تحت تاثیر قرار دهند.
don't be a ponce; just be yourself.
خودنمایی نباشید؛ فقط خودتان باشید.
she called him a ponce for showing off his wealth.
او او را به خاطر به رخ کشیدن ثروت خود، خودنمایی خطاب کرد.
ponces often hang out in trendy clubs.
خودنماییها اغلب در کلابهای مد روز وقت میگذرانند.
he doesn't care what others think; he's a real ponce.
او اهمیتی نمیدهد دیگران چه فکر میکنند؛ او یک خودنمایی واقعی است.
ponces are known for their extravagant lifestyle.
خودنماییها به خاطر سبک زندگی پر زرق و برقشان شناخته میشوند.
she laughed at the ponce trying to impress her.
او به خندهدار بودن خودنمایی که سعی داشت او را تحت تاثیر قرار دهد، خندید.
being a ponce won't get you real friends.
خودنمایی بودن باعث نمیشود دوستان واقعی به دست آورید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید