catch cheaters
گرفتن كلاهبرداران
expose cheaters
افشای كلاهبرداران
punish cheaters
مجازات كلاهبرداران
stop cheaters
متوقف كردن كلاهبرداران
beware cheaters
مراقب كلاهبرداران باشید
calling cheaters
تماس با كلاهبرداران
identifying cheaters
تشخیص كلاهبرداران
reporting cheaters
گزارش كلاهبرداران
cheaters beware
كلاهبرداران مراقب باشند
catching cheaters
گرفتن كلاهبرداران
the teacher suspected some students were cheaters on the exam.
معلم مشکوک بود که برخی از دانش آموزان در امتحان تقلب می کردند.
we need to crack down on cheaters in online gaming.
ما باید جلوی متقلبین در بازی های آنلاین را بگیریم.
he was labeled a cheater after getting caught using shortcuts.
او پس از اینکه در حال استفاده از میانبر دیده شد، به عنوان متقلب شناخته شد.
the company fired the cheaters for falsifying data.
شرکت متقلبین را به دلیل جعل داده ها اخراج کرد.
don't be a cheater; play fair and honestly.
متقلب نباشید؛ منصفانه و صادقانه بازی کنید.
the investigation revealed several habitual cheaters.
تحقیقات چندین متقلب باسابقه را نشان داد.
we're implementing new measures to prevent cheaters.
ما در حال اجرای اقدامات جدید برای جلوگیری از متقلبین هستیم.
the cheaters faced severe penalties and disqualification.
متقلبین با مجازات های شدید و محرومیت مواجه شدند.
he accused his rival of being a notorious cheater.
او رقیب خود را به عنوان یک متقلب مشهور متهم کرد.
the software detects and blocks potential cheaters.
نرم افزار متقلبین احتمالی را شناسایی و مسدود می کند.
it's frustrating to compete against cheaters who ruin the game.
رقابت با متقلبی که بازی را خراب می کنند، ناامید کننده است.
catch cheaters
گرفتن كلاهبرداران
expose cheaters
افشای كلاهبرداران
punish cheaters
مجازات كلاهبرداران
stop cheaters
متوقف كردن كلاهبرداران
beware cheaters
مراقب كلاهبرداران باشید
calling cheaters
تماس با كلاهبرداران
identifying cheaters
تشخیص كلاهبرداران
reporting cheaters
گزارش كلاهبرداران
cheaters beware
كلاهبرداران مراقب باشند
catching cheaters
گرفتن كلاهبرداران
the teacher suspected some students were cheaters on the exam.
معلم مشکوک بود که برخی از دانش آموزان در امتحان تقلب می کردند.
we need to crack down on cheaters in online gaming.
ما باید جلوی متقلبین در بازی های آنلاین را بگیریم.
he was labeled a cheater after getting caught using shortcuts.
او پس از اینکه در حال استفاده از میانبر دیده شد، به عنوان متقلب شناخته شد.
the company fired the cheaters for falsifying data.
شرکت متقلبین را به دلیل جعل داده ها اخراج کرد.
don't be a cheater; play fair and honestly.
متقلب نباشید؛ منصفانه و صادقانه بازی کنید.
the investigation revealed several habitual cheaters.
تحقیقات چندین متقلب باسابقه را نشان داد.
we're implementing new measures to prevent cheaters.
ما در حال اجرای اقدامات جدید برای جلوگیری از متقلبین هستیم.
the cheaters faced severe penalties and disqualification.
متقلبین با مجازات های شدید و محرومیت مواجه شدند.
he accused his rival of being a notorious cheater.
او رقیب خود را به عنوان یک متقلب مشهور متهم کرد.
the software detects and blocks potential cheaters.
نرم افزار متقلبین احتمالی را شناسایی و مسدود می کند.
it's frustrating to compete against cheaters who ruin the game.
رقابت با متقلبی که بازی را خراب می کنند، ناامید کننده است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید